ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

41

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

فعل « اقبضها وابسطها » به صورت كناية واستعاره براي أنواع تصرفى كه حضرت بخواهد در كوفه انجام دهد آورده شده‌اند . بدين معنا كه : كوفه وهر گونه تصرّفى كه بخواهم در آن انجام دهم ودگرگونى به وجود آورم ، به نسبت سرزمينهايى كه دشمن اشغال كرده ، وبه تصرّف در آورده ، حقير وناچيز است ، پس چه اميدواريى به تصرّف من در كوفه است ؟ ؛ ودر رفع دشمن ومقاومت در برابر آن ، به چه نتيجه‌اى مىرسم ؟ ! فرمودهء حضرت ، بدين مثل ماند ، كه شخصي با وجود داشتن مالي اندك به كار بزرگى دستور يابد ، أو در عدم توان انجام كار گويد : چه اميدى است كه با اين پول اندك به اين هدف بزرگ برسم ؟ ! ( 5731 - 5719 ) شرح اين فرموده حضرت : ان لم تكوني الّا أنت تهبّ اعاصيرك « 4 » ، از نظر فنّ سخنورى واعراب كلمات بدين گونه است كه : حضرت از غايب به حاضر بازگشت مىكند ، يعنى در حالي كه از موضوع غايبى سخن مىرانده است ، ناگاه كوفه ، مورد خطاب قرار مىگيرد . وضمير « أنت » بعد از كلمهء « الّا » را براي تأكيد جملهء پيش از « الّا » آورده ، جملهء فعليّه « تهبّ اعاصيرك » حال است براي كوفه وخبر « كان » از جمله ساقط شده است ، با اين توضيح معناى سخن آن بزرگوار چنين مىشود : به تحقيق اگر جز تو اى كوفه سرزمينى ديگر در اختيار من نباشد ، در حالي كه بادهاى مخالف تو ، نيز وزيدن گيرد ، به چه چيز مىتوانم دست پيدا كنم ؟ لفظ « أعاصير » در عبارت خطبه احتمالا يكى از دو معناى زير را دارد : 1 - معناى حقيقي كلمه كه همان تندباد باشد ، زيرا كوفه ، معروف به وزش تندبادهاى خاك برانگيز است . 2 - استعاره از اختلاف أفكار مردم كوفه ، كه سرچشمهء حيله ونيرنگ و

--> ( 4 ) اگر جز تو كوفه در اختيار من نباشد وبادهاى مخالف تو نيز وزيدن گيرد ، به چه چيز دست خواهم يافت ؟