ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
101
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پيشگامان باز مىدارد وبه ژرفاى درّهء هلاكتزا سرازير مىكند ، واين خود ، عين زيان وضرر است با اين توضيح سرّ فرمايش امام ( ع ) از جملهء : من لم ينفعه الحقّ يضرّه الباطل روشن وآشكار مىشود . عقيدهء منكران عالم آخرت : برخى از مدعيان علم ودانش كه از درك اين ملازمه غافل بودهاند ، گفتهاند : وعيدهايى كه در كتب آسمانى آمده صرفا براي ترساندن مردم است نه اين كه حقيقة در آن عالم براي بدكاران بدبختى وشقاوتى باشد ، وبراي اين عقيدهء خود به يك سلسله تمثيلات « 12 » خطابي استدلال كردهاند كه گر چه در مرحلهء نخست از مشهورات « 13 » مىنمايد ولى وقتي كه خوب دقت شود از مشهورات نيست . ( 6636 - 6626 ) مطلب نهم : ومن لا يستقيم « 14 » به الهدى يجرّبه الضّلال إلى الرّدى ؛ « كسى كه هدايت أو را به راه راست نكشاند گمراهى به پستىاش مىكشاند . » در توضيح اين جمله شارح مىگويد : از كلمه « هدى » روشنايى دانش وايمان واز كلمهء « ضلال » ناداني وخروج از فرمان الهى اراده شده است ومعناى عبارت چنين است : هر كس را كه نور علم وايمان وبه فرمان عقل به راه خدا رهبرى نكند وأو را به راه راست نكشاند ، ناچار جهل وبىايمانى أو را از راه صحيح به سوى افراط يا تفريط منحرف مىكند وملازمهء اين قضيهء شرطية نيز روشن است زيرا چون لازمهء وجود هدايت ، استقامت وپايدارى انسان در راه راست است ، پس نبودن استقامت به وسيلهء هدايت لازمهاش نبودن أصل هدايت است وچون هدايت نباشد ضلالت وگمراهى جايگزين آن مىشود ووجود
--> ( 12 ) تمثيل در اصطلاح منطق به قضايايى گفته مىشود كه صرفا تشبيه فردى بفردى سبب حكم گردد . مانند فلانى در شب راه مىرود وهر كه در شب راه رود دزد است پس فلانى دزد است . ( 13 ) مشهورات : قضايايى است كه زبانزد همه است ولى حقيقت ندارد . ( 14 ) در متن خطبه عبارت چنين است : ومن لم يستقم بدون ( ى ) دوم .