ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
102
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ضلالت هم انسان را به سياهچالهاى پستى مىكشاند وبه دوزخ سرازير مىكند . ( 6646 - 6637 ) مطلب دهم : فرمودهء امام : الا وانّكم قد أمرتم بالظّعن ودللتم على الزّاد ؛ « آگاه باشيد كه به شما فرمان كوچ داده شده وبه توشه گرفتن براي سفر راهنمايى شدهايد » اين قسمت از سخن امام ( ع ) هشدارى است در مورد دستورهايى كه حاوي كوچ كردن ورفتن از اين جهان است . چنان كه پروردگار متعال مىفرمايد : فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ؛ « 15 » وجاى ديگر مىفرمايد : سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ « 16 » ، ونيز دستورهايى كه در بارهء توشه گرفتن براي سفر آخرت است ، مانند : الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ « 17 » . شارح پس از توضيح معناى عبارت به نكتهاى أدبي كه در اين قسمت از سخنان امام ( ع ) است مىپردازد ومىگويد كه امام ( ع ) با استعاره آوردن كلمهء « ظعن » براي سفر به سوى خدا وكلمهء « زاد » براي چيزى كه باعث نزديك شدن به اوست ، كلام را زيبا كرده است وبيان حكمتى كه در استعارهء نخست به نظر مىآيد اين است : همچنان كه ظعن پيمودن راه با قدمهاى جسماني يا با مركبى مانند شتر وغير اينهاست ، سفر به سوى خدا نيز طىّ مراحل معنوي با پاى عقل مىباشد وسرّى كه در استعارهء دوم نهفته است اين است : همان طور كه در سفر دنيا انسان براي تقويت نيروى حركت بدني نيازمند به زاد وتوشه است ، كارهايى هم كه باعث نزديك شدن به ساحت قرب الهى است روح انسان را براي رسيدن به پيشگاه ربوبي نيرو مىبخشد . تشبيهى كه در اين عبارت به كار رفته از بهترين تشبيهاتى است كه ميان دو چيز وحدت ويگانگى ايجاد مىكند وبه همان اندازه كه مشابهت قوى است استعاره نيز زيباست .
--> ( 15 ) سورهء الذاريات ( 51 ) آية ( 49 ) : پس بسوى خدا بگريزيد كه من از جانب أو با بيانى روشن شما را از قهر أو مىترسانم . ( 16 ) سورهء حديد ( 57 ) آية ( 20 ) : به سوى آمرزش پروردگارتان بشتابيد . ( 17 ) سورهء بقره ( 2 ) آية ( 196 ) : توشهء ( آخرت ) برگيريد كه بهترين توشه تقوى است .