ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

88

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

در تعريف انسان به عنوان جنس آورده مىشود نه حدّ تام صدق وكذب وجمله خبري چنين حالتي دارند يعنى تعريف صدق وكذب تنها محدود به خبر نيست وهر گاه صدق وكذب را در بيان خبر بياوريم براي رفع اشتباه است كه جملهء خبري با أنواع جملات ديگر اشتباه نشود ) . خبر را به گونهء ديگرى نيز تعريف كرده‌اند وآن بدين طريق است كه : « خبر سخنى است كه بروشنى مقتضى استناد امرى به امر ديگر به صورت نفى يا اثبات باشد » . اين كه نحويان يكى از اجزاى جملهء خبري را خبر ناميده‌اند ( مانند قائم در جملهء زيد قائم ) يك امر مجازى است . بحث دوّم - منظور ابتدائي از وضع ألفاظ مفرد بيان مسمّاى آنها نيست ، زيرا افادهء معناى مفرد از ألفاظ مفرد منوط به دانستن اين است كه آن ألفاظ براي آن مسمّاها قرار داده شده‌اند واين در صورتي است كه مسمّا قبل از وضع براي آن شناخته شده باشد حال اگر بگوييم فهم مسمّا متوقّف بر وضع لفظ است دور پيش مىآيد ودور محال است . بنا بر اين بايد گفت مقصود اوّليه از وضع ألفاظ مفرد توانا شدن انسان بر فهم تركيب مسمّاها به وسيلهء تركيب ألفاظ مفرد مىباشد . ممكن است كسى بگويد دورى كه در بارهء لفظ مفرد گفته شد در مورد تركيبات نيز صدق مىكند زيرا ألفاظ مركّب معنى نمىدهد مگر زماني كه قرارداد ألفاظ براي آن معاني دانسته شده باشد ، ونيز اگر بخواهيم آن معاني را از آن ألفاظ استفاده كنيم دور پيش مىآيد . در پاسخ مىگوييم : ما اين مطلب را قبول نداريم كه ألفاظ مركب معنى نمىدهند مگر اين كه بدانيم آنها را براي آن معاني وضع كرده‌اند . توضيح اين كه هر گاه ما وضع هر يك از ألفاظ مفرد را براي معاني آن بدانيم وألفاظ مفرد با حركات مخصوص پشت سر يكديگر به گوش برسد ، معاني مفرد آنها در ذهن ما