ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

74

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ايجاد كرده است . گاهى تركيب باعث سنگينى عبارت مىشود ولى به حدّ عيبجويى نمىرسد ، ودليل سنگينى يا از جهت نزديكى مخارج حروف است كه در اين صورت چون صداى حروف در دو زمان نزديك بايد ادا شود حرف أول ظاهر نمىشود ويا به دليل بازگشت صداى حرف دوم به مخرج حرف أول است ، مانند « هعخع » كه تمام چهار حرف آن حروف حلق است اين مراتب كه در جهت سنگينى كلمات گفته شد در جهت روانى كلمات نيز وجود دارد . بحث سوّم : اين بحث در محاسن حروف مربوط به كلمات مفرده است وبحث در اين باره از دو جهت است : 1 - اين كه كلمه از نظر زيادى وكمي حروف در حدّ متوسط باشد زيرا حرف واحد مفيد نيست وكلمهء دو حرفى نيز در نهايت زيبايى نيست . امّا كلمات سه حرفى بهترند ، چون در بر دارندهء حرف اوّل ، وسط وآخرند ونيز به اين دليل كه صدا از عوارض حركت است وحركت در سه حرف بهتر آشكار مىشود وهر گاه در كلمه سه حرف وجود داشته باشد كلام آسانتر بر زبان جارى مىشود . كلمات چهار وپنج حرفى كمي سنگين‌اند به خاطر دارا بودن حروف إضافي نسبت به سه حرف كه ايجاد كنندهء صوت بودند . 2 - متعادل بودن كلمه از نظر حركات ، هر گاه پنج حركت متوالى در كلمه‌اى پديد آيد كاملا از نظر وزن متعادل خارج مىشود . به اين دليل است كه شعر ، چنين حركات متوالى را نمىپذيرد . چهار حركت متوالى نيز باعث كمال سنگينى است ، امّا دو حركت متوالى كه بعد از آنها سكونى باشد متعادل واز روى اجبار تا سه حركت قابل قبول است . فصل دوّم از محاسن كلمات ، مربوط به كلمات تركيبي وداراى دو نوع است