ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

64

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

دليل مدّعى اين موضوع را ثابت نمىكند . امّا دليل كساني كه استعمال لفظ مشترك را در معناى جمع جايز مىدانند ضعيف است . دليل اوّلشان كه « يصلّون » است كافى به مقصود نيست ، زيرا ضمير در يصلّون به منزلهء ضميرهاى متعدّدى است كه مقتضى افعال گوناگونى مىباشد كه از هر ضميري معناى خاصّى فهميده مىشود وگويا معناى ضمني كلمه چنين است كه خداوند رحمت مىفرستد وفرشتگان طلب آمرزش مىكنند . دليل دوّمشان نيز قانع كننده نيست ، زيرا آية داراى حروف عطف متعدّدى است كه بر افعال مختلفي دلالت مىكند . بنا بر اين مضمون آيهء شريفه با در نظر گرفتن حروف عطف چنين است : « براي خدا سجده مىكند هر آنكه در آسمان است وسجده مىكند هر آنكه در زمين است » . همچنين تا آخر آية فعل يسجد تكرار مىشود ومنظور از معناى سجده در هر كدام معناى خاصي است كه به قرينه معلوم مىشود وبر فرض كه بپذيريم كه يك لفظ براي معناى جمع به كار رفته است مىگوييم مجازى به كار رفته است وگرنه تناقض لازم مىآيد چنان كه در دلايل مخالفان استعمال لفظ مشترك براي معناى جمع توضيح داده شد . بحث پنجم : در بارهء قرينه‌اى نباشد كه مقصود گويندهء لفظ مشترك را تعيين مىكند اگر همراه لفظ مشترك قرينه‌اى نباشد كه معناى مقصود را تعيين كند ( چنان كه مثلا در فارسي گفته شود شير خريدم ) ، لفظ مشترك ( شير ) در فهم معنى مجمل خواهد بود اما اگر قرينه همراه لفظ مشترك باشد چهار صورت دارد : 1 - ممكن است قرينه همهء معاني لفظ مشترك را تأييد كند ، 2 - ممكن است قرينه بعضي معاني لفظ مشترك را تأييد كند ، 3 - ممكن است قرينه هيچ يك از معاني لفظ مشترك را تأييد نكند . 4 - ممكن است قرينه بعضي از معاني لفظ مشترك را تأييد نكند . اگر قرينه همهء معاني لفظ مشترك را تأييد كند دو صورت دارد :