ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

670

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

از خواسته‌هايشان در مورد خلافت است چنان كه مثلًا ما به دشمنان كه خواهان چيزى است مىگوييم : سوگند به خدا از آن چيزى نمىخورى ونمىآشامى فرموده است : انّها لطيّبة نفسي بحجّة اللّه عليهم وعلمه فيه كلمهء « نفسي » به عنوان بدل از ضمير متّصل به انّ ، ويا به فعل مقدرّى كه تفسير كنندهء ضمير است منصوب مىباشد . وكلمهء « حجّة اللّه » اشاره است به أوامر خداوند متعال بر لزوم پيكار با جمعيّت سركش ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى « 4 » . بدين صورت هر امرى ونهى خداوند كه أطاعت نشود برهان حقّى است بر عليه انسان وهر برهان حقّى برهان خداست ، يعنى من به اقامهء برهان حقّى بر عليه آنها راضيم وبه آنچه انجام مىدهند آگاهم . چه خوشنوديى براي خردمند كاملتر وچه پاكيزگى طينتي بزرگتر از اين است كه انسان پايبند حقّ باشد ودشمن أو بر باطل وخارج از أطاعت خدا ؟ وخداوند متعال بر آنچه هر نفسي انجام دهد نظارت دارد . فرموده است : وانّى داعيهم فمعذّر . . . إلى قوله ناصر المؤمن اين جملهء امام ( ع ) واضح است ونياز به توضيح ندارد . فرموده است : وليس علىّ كفيل يعنى من براي اين كه از آنها بگذرم وبدانها أمان دهم ، در صورتي كه توبه كنند ، نيازى به ضامن ندارم . كلمات « شافيا » و « ناصرا » در جملهء امام ( ع ) به عنوان تميز منصوب مىباشند . فرموده است : ومع كلّ صحيفة شاهدها وكاتبها « واو » ابتداى جمله حاليّه است ومعناى جمله اين است : اگر مخالفان از

--> ( 4 ) سورهء حجرات ( 49 ) : آيهء ( 9 ) : اگر دو گروه از مسلمين با هم ستيز كند با گروه ستم كننده پيكار كنيد تا امر خدا را گردن نهد .