ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

58

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

2 - در افادهء معنى هنگام گفتگو ، يكسان يا نزديك به يكسان باشند . تتمه : هر گاه يكى از دو لفظ مترادف نزد قومي در استدلال مشهورتر باشد ، مترادف مشهورتر نسبت به مترادف غير مشهور جنبهء توضيحي دارد ، وگاهى همين لفظ ناآشنا در نزد قومي ، در نزد قومي ديگر مشهود است . بحث چهارم : در اقسام تأكيد لفظ تأكيد كننده يا مقدّم بر تأكيد شده است يا مؤخّر از آن : صورت اوّل مانند « انّ » وآنچه از حروف تأكيد كه در حكم انّ است وبر جمله وارد مىشود . صورت دوّم : يا تأكيد به وسيله خود كلمه انجام مىگيرد يا به وسيلهء كلمهء ديگرى : 1 - تأكيد به وسيلهء خود كلمه مانند فرمودهء حضرت رسول : واللّه لاغزونّ قريشا ثلثا ، « به خدا سوگند حتما با قريش خواهيم جنگيد » ، كه تأكيد به وسيله « ( لام ) » مفتوح و « ( نون ) » مشدّد انجام يافته است . 2 - تأكيد به وسيله كلمه ديگر وآن يا براي مفرد است مانند لفظ نفس وعين ويا براي مثنّى است به وسيلهء كلا وكلتا ، ويا براي جمع به وسيله أجمعون ، اكتعون ، ابتعون ، ابصعون وكلّ كه به منزلهء هر يك از اينهاست . بحث پنجم : در پسنديده بودن استعمال تأكيد در مورد پسنديده بودن تأكيد ، ما با بيدينهايى كه به وحى طعنه زده‌اند اختلاف نظر داريم . اختلاف در دو مورد است : 1 - در موارد اين كه آيا تأكيد جايز است يا نيست ؟ جايز بودن تأكيد به ضرورت روشن است ، زيرا اهميّت دادن سخنگو به كلامي أو را ملزم به تأكيد مىكند . 2 - در اين مورد كه آيا تأكيد در لغت واقع شده است ؟ وقوع آن نيز در بررسى لغات بخوبى روشن مىشود . به كار بردن تأكيد هر چند نيكوست ، امّا هر گاه امر داير شود كه كلامي را بر تأكيد يا فايدهء بيشترى غير از تأكيد حمل كنيم