ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
59
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
بر معناى غير تأكيد حمل مىكنيم . فصل پنجم : بحثهايى در مشترك بحث اوّل : اين بحث در بارهء سه امر است : تعريف ، امكان وقوع ، وجود داشتن مشترك الف - مشترك عبارت است از يك لفظ كه براي دو حقيقت مختلف يا بيشتر وضع شده باشد بنابه قرارداد اوّلى وبا اين خصوصيّت كه دو بار وبراي دو معناى مختلف وضع شده باشد ، قيد اين كه براي دو معنى مختلف وضع شده باشد اسمهاى مفرد « 12 » را از تعريف خارج مىكند . قيد اين كه لفظ براي شيء قرار داده شده باشد استعمال لفظ را در معناى مجازى از تعريف خارج مىكند ، وشرط اين كه به دو وضع براي دو حقيقت قرار داده شده باشد مشترك معنوي مانند كلّى متواطى ( مفهوم انسان ) را از تعريف خارج مىكند ، زيرا مشترك معنوي هر چند بر حقايق مختلف اطلاق مىشود ولى نه از آن جهت كه مختلفند ، بلكه از آن جهت كه در معناى واحدى مشتركند به كار مىرود . ب - امكان به كار بردن مشترك از جهاتى است . 1 - قرارداد لفظ براي مقصودى تابع غرض گوينده است . گاهى انسان مىخواهد براي اشخاصى مطلبي را مفصّل بيان كند وگاهى به خاطر اين كه تفصيل موجب فساد نشود به اجمال مىپردازد . 2 - بسيارى از مواقع گوينده به درستى دلالت يكى از دو معناى لفظ مشترك اطمينان دارد ، امّا نمىداند كه كدام يك از دو معنى مقصود است ، ناگزير لفظ مشترك را به طور مطلق به كار مىبرد بدين خاطر كه اگر تصريح كند ممكن
--> ( 12 ) در اينجا منظور از اسمهاى مفرد كلماتي هستند كه فقط براي يك معنى وضع شدهاند مانند : قلم ، كاغذ . . . .