ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
666
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
حضرت در آن را شكست وأموال آن را بين مردم تقسيم كرد . اطرافيان طلحه بعد از اين ماجرا از أطراف أو پراكنده شدند وأو تنها ماند . عثمان از اين پيشامد خوشحال شد . طلحه ( كه خود را تنها ديد ) پيش عثمان آمد وگفت : اى أمير المؤمنين من قصد انجام كارى را داشتم ولى خداوند بين من وآن كار فاصله انداخت واينك براي توبه نزد تو آمدهامد . عثمان گفت ، براي توبه نيامدهاى ، چون شكست خوردهاى آمدهاى ، خدا سزايت را بدهد . وباز طبري نقل كرده است كه عثمان پنجاه هزار دينار يا درهم از طلحه طلبكار بود ، روزى طلحه به عثمان گفت طلبت حاضر است بيا بگير ، عثمان به طلحه گفت آن پاداش جوانمرديت باشد . وقتي كه عثمان به محاصره افتاد امام ( ع ) به طلحه گفت به خدا سوگندت مىدهم آيا تو از جانب عثمان برخوردار نشدى ؟ طلحه گفت نه ، به خدا قسم دست برنمىدارم تا اين كه حقّ بنى أمية را بپردازد . بعد از اين واقعه امام ( ع ) مىفرمود : « بازخواست خدا بر اين صعبه ( طلحه ) باد ، عثمان به أو بخشش كرد آنچه بخشش كرد وطلحه در بارهء أو انجام داد آنچه انجام داد . » نقل شده است در روز جنگ جمل وقتي كه زبير به ميدان امام ( ع ) آمد ، امام ( ع ) به وى فرمود چه چيز تو را به اين كار وأدار كرده است ؟ زبير در پاسخ گفت مطالبهء خون عثمان ، امام ( ع ) به أو فرمود تو وطلحه رهبرى قتل عثمان را به عهده داشتيد ، توبهء شما اين است كه خود را تسليم ورثهء عثمان كنيد . دخالت طلحه وزبير در قتل عثمان امرى روشن است وما اين مقدّمه را براي اتمام حجّت عليه آنها نگاشتيم . ( 5137 - 5121 ) فرموده است : فلئن كنت شريكهم فيه فانّ لهم لنصيبهم منه ولئن كانوا ولّوه دونى فما التّبعة الّا عندهم . اين كلام امام ( ع ) براي اتمام حجّت آورده شده است . توضيح آن اين