ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
667
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است كه ( ناكثين ) در قتل عثمان شركت داشتند وهر كس كه در قتل عثمان شركت كرده ، يا به كمك ديگران بوده است يا بدون كمك ديگران . وبه هر حال آنها نمىتوانند از ديگران قصاص خون را مطالبه كنند . طبق نظر آنها بر فرض كه من شريك آنها در قتل عثمان باشم باز هم آنها خود شريك قتل عثمانند ، پس بر آنها لازم است كه خود را تسليم صاحبان خون عثمان كنند . واگر آنها بدون شركت من عثمان را به قتل رساندهاند فقط آنها متّهم به قتل هستند وقصاص خون از آنها مطالبه مىشود واگر آنها مىخواهند عدالت را برپا سازند بايد خود را مؤاخذه كنند . اين جملهء امام ( ع ) توضيح ديگرى براي اتمام حجّت است ، يعنى عدالتى كه آنها مىپندارند طرفدار آن هستند شايسته است كه اوّل در بارهء خود اجرا كنند . فرموده است : ولا اعتذر ممّا فعلت ولا ابرء ممّا صنعت . يعنى كنارهگيريى كه من به هنگام قتل عثمان انجام دادم بر سبيل كوتاهى در وظيفهء ديني نبود كه موجب معذرت خواهى وتبرّى من شود . به خواست خدا معنى اين سخن امام ( ع ) را بزودى توضيح خواهيم داد . فرموده است : وانّ معي لبصيرتى ما لبست ولا لبّس علىّ توضيح اين سخن امام ( ع ) قبلًا گذشت ( ونيازى به تكرار آن نيست ) فرموده است : وانّها للفئة الباغية فيها الحمّ والحمّة . دو لفظ « حمّ » و « حمّه » را براي افراد پست ورذل جامعه كه براي جنگ با آن حضرت گرد هم آمده بودند استعاره آورده است . وجه استعاره شباهت آنهاست به تفاله دنبه كه روغن آنها را گرفتهاند وفايدهاى ندارد . ومنظور امام ( ع ) از كلمات : طالت جلّبها ، بلند كردن سر وصداست وآن كناية از اين سخن است كه امام ( ع ) را به جنگ تهديد كرده وأو را مىترسانند . فرموده است : انكفّت جونتها