ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
55
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
آيا براي غير محل معاني ، اشتقاق اسم جايز است يا خير ؟ صحيح اين است كه در اين دو مورد جايز است مانند مثالهاى مشهور لابن يعنى شير فروش وتأمر يعنى خرما فروش ، زيرا اين دو از لبن وتمر اشتقاق يافتهاند وقائم به لبن وتمر نيستند . گروهى از اشاعره اشتقاق اسم را براي محل معاني ، جايز دانستهاند وگفتهاند كه براي غير محل معاني جايز نيست ، اين كه اشتقاق اسم از معاني قائم به محل جايز است مورد اتفاق است ، ولى اشاعره براي مختص بودن اشتقاق اسم به محل معاني دليلي نياوردهاند . امّا دليل ما بر جواز اشتقاق اسم براي غير محل اين است كه در اشتقاق كمترين مشابهت كفايت مىكند ، زيرا مشتق چيزى است كه با مورد اشتقاق مشابهتى داشته باشد . امّا همين كمترين مشابهت كه سبب جواز اشتقاق اسم براي غير محل شده براي ادعاى اشاعره كافى نيست . بحث پنجم : مفهوم مشتق مانند راه رونده ( ماشى ) به معنى چيزى است كه داراى حركت باشد ولى معناى آن چيز در مفهوم راه رونده ( ماشى ) نهفته نيست . واگر مفهوم راه رونده بر شيئى كه داراى حركت است دلالت كند به طريق دلالت التزامى خواهد بود . به اين دليل كه اگر بگويى راه رونده حيوان است ، حيوان در مفهوم راه رونده ، داخل نيست زيرا حيوان را به دليل خارج راه رونده شناختهاى ، واگر از مفهوم راه رونده ، حيوان فهميده شود ، بايد در تعريف حيوان بگوييم : حيوان راه رونده ، حيوان است واين سخن بىمعنايى است . فصل چهارم : بحثهايى در بارهء مترادف وتأكيد بحث اوّل : در ماهيّت وتعريف آن دو است مترادف عبارت است از دو يا چند لفظ مفرد كه به وسيلهء قرارداد براي معناى واحدى وبه لحاظ واحدى ، معيّن