ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

56

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

شده باشد مانند فرس وخيل كه در زبان عرب براي أسب ، وليث وأسد براي شير وابريشم وحرير براي نوعي پارچه در زبان عربى قرار داده شده است « 11 » . قيد مفرد به اعتبار در تعريف ترادف گفته شده تا اسم وحدّ تامّ آن از تعريف ترادف خارج شود ، مانند انسان حيواني است انديشمند كه در اين مثال انسان مساوى حيوان انديشمند قرار گرفته ولى مترادف نيستند ، زيرا انسان مفرد ولى حيوان انديشمند مركب است . وقيد « از لحاظ واحد » به تعريف اضافه شده تا موردى كه دو لفظ بر شيء واحد به دو لحاظ دلالت مىكند از تعريف خارج شود مانند : صارم به لحاظ تيزى وسيف به لحاظ نامگذارى بر شمشير اطلاق مىشود وترادف ندارد . همچنين صفت صفت مانند ناطق وفصيح كه به دو لحاظ بر انسان اطلاق مىشود ، اين موارد مترادف ندارند ومتباين هستند . امّا تعريف تأكيد : تأكيد عبارت از قوّت بخشيدن معناى يك لفظ به وسيلهء لفظي ديگر مىباشد مانند آنها همه‌شان آمدند . امام فخر ( ره ) در تعريف تأكيد سهل‌انگارى كرده است ، زيرا تأكيد را بدين‌سان تعريف كرده است كه : « آن لفظي است قراردادى براي قوّت بخشيدن آنچه از لفظي ديگر فهميده مىشود » وميان تعريف تأكيد وتأكيد كننده فرقى نگذاشته است . تعريف امام فخر در حقيقت تعريف تأكيد كننده است نه تعريف تأكيد . بحث دوّم : در موجبات ترادف است وقوع ألفاظ مترادف در يك زبان ويا دو زبان از جانب لغت دانان آن زبان جايز است ، گر چه وجود ألفاظ مترادف در يك زمان كمتر است ، براي ترادف دو موجب وجود دارد : 1 - سهولت وتوانايى در فصاحت ، زيرا چه بسيار مواقعى كه وزن بيت وقافيهء آن با بعضي از اسمهاى مترادف سازگار نيست وبا بعضي سازگار است و

--> ( 11 ) ويراستار أدبي معتقد است ميان فرس وخيل - ابريشم وحرير ترادفى نيست . ويراستار علمي معتقد است كه فرس وخيل مترادف‌اند ولى ابريشم وحرير مترادف نيستند . - م .