ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

583

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

خدا بخواهد قصد ندارم در ميان شما بمانم زيرا حوادثى پيش مىآيد كه مرا ملزم به قيام مىكند وبين خود وخدا بهانه‌اى براي ترك قيام ندارم وشما از آن اطّلاعى نداريد تا اتّفاق بيفتد ومن ناچارم در آنها وارد شوم چه آشكار باشند ، چه نهان . پس هر كس مىخواهد در دفع آن حوادث نصيبي داشته باشد دست به كار شود . به جان خودم سوگند وارد شدن در دفع آن حوادث ، جهاد پاك وخالص است كه كتاب خدا آن را براي ما روشن ساخته است . آنچه در مورد شهر شما گفتم از جانب خودم نبود كه به خاطر رويارويى با شما گفته باشم ، بلكه رسول خدا ( ص ) روزى كه جز من با أو كسى نبود به من فرمود : « اى على جبرئيل روح الأمين مرا بر شانهء خود بلند كرد تا زمين ومردم روى آن را ديدم وراز ورمز آنها را به من عطا كرد وبه آنچه در اندرون وروى آنها است مرا آگاهى داد وبر من سنگين نيامد ، چنان كه بر پدرم آدم ياد گرفتن أسماء حسنى سنگين نيامد ، همان اسمهايى كه فرشتگان مقرّب ياد نگرفتند . من در كنار دريا سرزمينى را ديدم كه بصره ناميده مىشد ودورترين مكان به آسمان ونزديكترين مكان به آب بود ، زودتر از هر جايى خراب مىشود وكثيف‌ترين خاكها را دارد وبه شديدترين عذابها دچار مىشود . در زمانهاى گذشته بارها در آب فرو رفته ودر آينده نيز چنين خواهد شد . » پس از آن امام ( ع ) فرمود : « براي شما مردم بصره وقراى أطراف آن به وسيلهء آب بلاى بزرگى خواهد رسيد ومن جاى انفجار وجوشش آب را در آبادي شما مىدانم وبه بلاهاى بزرگى كه بعد از اين شما را به زحمت خواهد انداخت آگاهم . پس هر كس وقت غرق شدن شهر در آب ، از آن خارج شود به واسطهء رحمتي است كه قبلًا از جانب خدا شامل حالش شده است وكسى كه در شهر بماند اگر چه أهل آن شهر نباشد به دليل گناهى است كه قبلًا مرتكب شده است وخدا به بندگانش ستم نمىكند . » ( 3869 - 3776 ) تشبيه امام ( ع ) بلنديهاى مسجد بصره را كه از آب بيرون مىماند به سينهء