ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

568

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

به عقيدهء من ( شارح ) اين بخش از گفتار امام ( ع ) مخلوط وتلفيقى است از خطبه‌اى كه اين جمله را دارد : لمّا بلغه انّ طلحة والزّبير خلعا بيعته ، واين خطبهء منظمى نيست . سيّد رضى بخش ديگر اين خطبه را در جاى ديگر آورده است وقتي به آن برسيم تمام آن را به خواست خدا ذكر مىكنيم . اين فصل از كلام امام ( ع ) مشتمل بر سه امر به ترتيب زير است : 1 - بدگويى از أصحاب جمل ونفرت از آنها . 2 - توجه دادن به فضيلت خود آن حضرت . 3 - تهديد أصحاب جمل . ( 3596 - 3585 ) مذمّت أصحاب جمل را با جملهء الا وانّ الشيطان . . . آغاز مىكند . مقصود حضرت اين است چيزى كه موجب مخالفت آنها با حق مىشود شيطان است كه آنها را وسوسه مىكند وباطل را در دلشان مىآرايد . قبل از اين نيز چگونگى وسوسه وگمراه كردن شيطان را دانستى . پس هر كس با حق مخالفت كند واز روى دشمنى حق را رها كند از حزب شيطان واز لشكريان پياده وسوارهء أو مىباشد . ( 3600 - 3598 ) جملهء دوّم : انّ معي لبصيرتى ، در ابتدأ به كمال عقل واستعداد خود براي جلب حقّ وروشن كردن آن اشاره مىفرمايد ( 3608 - 3601 ) وسپس بر اين حقيقت تأكيد مىكند كه نفس قدسيّه‌اش هرگز فريب شيطان را نخورده است وآن چنان كه حق بر ديدگان ضعيف مشتبه شده وآنها را از ديدن آن كور واز ادراك وجداسازى حق از باطل ناتوان مىسازد ، در مورد آن حضرت چنين نشده است ، خواه تشخيص ندادن حق از باطل به وسيلهء فريب شيطان بدون واسطه باشد ، وهمين است منظور كلام امام ( ع ) كه فرمود : ما لبّست على نفسي ، يعنى آنچه نفس امّاره بر نفس مطمئنه من القا كرد كارساز واقع نشد ، وخواه با وساطت پيروان شيطان صورت گرفته باشد ، وهمين است معناى كلام امام ( ع ) كه فرمود : ولا لبّس علىّ ،