ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

566

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

مناسبت استعاره اين است كه تهديد از أمور ناراحت كننده است ، چنان كه رعد وبرق انسان را مىترساند . ( 3562 - 3558 ) فرموده است : ومع هذين الامرين الفشل . اين كلام امام ( ع ) به رذالت طلحه وزبير اشاره دارد با اين توضيح كه تهديد كردن وترساندن قبل از واقع شدن جنگ ، وسر وصدا راه انداختن نشانهء ترس وناتوانى است ، چنان كه سكوت نشانهء شجاعت است . امام ( ع ) در آموزش كيفيّت جنگ به اين حقيقت اشاره كرده وبه اصحابش مىفرمايد : « صدايتان را آهسته كنيد زيرا اين عمل ترس وضعف را كنار مىزند . » روايت شده كه أبو طاهر جبائى سر وصداى لشكريان مقتدر عباسى را شنيد با اين كه أو 1500 نفر جنگجو داشت ومقتدر عباسى 20 هزار سپاهى ، أبو طاهر به يكى از ياران گفت اين سر وصداى بلند چيست ؟ أو در پاسخ گفت نشانهء ضعف است . أبو طاهر گفت آرى چنين است . در اين كارزار پيروزى با أبو طاهر شد . امام ( ع ) با همين علامت بر ضعف وناتوانى طلحه وزبير استدلال كرده است . ( 3572 - 3563 ) فرموده است : ولسنا نرقد حتّى نوقع ولا نسيل حتّى نمطر . اين جمله امام ( ع ) اشاره به نفى اين رذيلت از خود ويارانش واثبات فضيلت براي يارانش دارد . همان گونه كه فضيلت ابر اين است كه همراه رعد وبرق باران داشته باشد وبعد از باران سيل به بار آورد . گفتار امام ( ع ) نيز مقرون به كردار بوده وخلافي در آن نيست وسيل عذابش همراه بارانش مىباشد . مفهوم ضمني كلام اين است كه دشمن بدون داشتن قدرت نفساني وانجام كار ، امام ( ع ) را به جنگ تهديد مىكند وچنين دشمنى مانند رعد بدون باران وسيل است مثل اين است كه فرموده باشد چنان كه سيل بدون باران ممكن نيست كسى را بترساند وتهديد به جنگ بدون شجاعت وقدرت نيز ممكن نيست ودر اين حالت نوعي مبارزه طلبي تو خالى است .