ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
532
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
انسان در كتب تشريح مطالعه كنى وما به بخشي از آنها در خطبهء اوّل اشاره كرديم . پس از دانستن مطالب فوق امام ( ع ) از جملهء دلايل پذيرفتن خلافت سه چيز را نام مىبرد : 1 - حضور جمعيّت فراوان براي بيعت با آن حضرت . 2 - دليلي براي ترك قيام نمىديد ، زيرا به ظاهر حجّت بر أو تمام بود وياور براي طلب حق وجود داشت . 3 - عهدي كه خداوند از علما گرفته است كه منكرات را بر طرف سازند وظالمان را نابودكنند وبا داشتن قدرت ستمها را از ريشه بر كنند . تحقّق دو دليل اوّل شرط تحقّق دليل سوّم است ، زيرا با بيعت نكردن مردم با امام ونبودن ياور ، منكرات از بين نمىرود ( وستمگر سركوب نمىشود ) . امام ( ع ) « كظّهء » ظالم را كناية از قدرت ظالم ، « وسغب » مظلوم را كناية از شدّت مظلوميّت أو آورده است . ( 2904 - 2901 ) فرموده است : لألقيت حبلها على غاربها اين جمله وصفى از أوصاف ناقة است كه امام ( ع ) براي خلافت يا امّت استعاره آورده وكناية از اين است كه اگر براي دفع ظلم نبود همان گونه كه در ابتدأ خلافت را رها ساخته بود اكنون نيز رها مىساخت . چون كلمهء غارب به صورت استعاره در عبارت آمده است امام ( ع ) لفظ حبل را ( ريسمان ) بر آن اطلاق واستعاره را ترشيحيّه فرموده است . اين جمله را در أصل براي ناقة به كار مىبرند ، آن گاه كه مهارش را بر گردنش افكنده وبراي چرا رهايش كنند . ( 2909 - 2905 ) فرموده است : ولسقيت آخرها بكأس اوّلها امام ( ع ) عبارت « سقى » را نيز ، براي ترك خلافت ، استعاره بكار برده وبا لفظ « كأس » آن را ترشيح كرده است . مناسبت استعاره اين است كه نوشيدن با جام غالباً لازمهاش وجود مستى وغفلت وبىخبرى بوده است ، ( وأدار كردن