ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
533
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
امام ( ع ) ) به اعراض از خلافت در آغاز موجب واقع شدن مردم در حالتي شد كه امام ( ع ) آن را طخية عمياء ناميد واين موجب سرگردانى بسيارى از مردم وگمراهى آنان گرديد وحالتي شبيه مستان ، بلكه بدتر از آن پيدا كردند . بنا بر اين شايسته وزيباست كه امام ( ع ) ترك خلافت را به نوشاندن با جام تعبير كرده است . ( 2918 - 2910 ) فرموده است : ولالفيتم دنياكم هذه ازهد عندي من عطفة عنز اين جمله عطف به جملهء ما قبل است واز آن فهميده مىشود كه امام ( ع ) طالب دنيا بوده ودنيا در نزد آن حضرت ارزشى داشته است ولى نه به خاطر خود دنيا وطمع در خلافت به دليل خلافت ، بلكه براي نظام بخشيدن به خلق واجراى امورشان بر قانون عدالت ، همان گونه كه خداوند از علما براي اجراى اين أمور پيمان گرفته است چنان كه حضرت اشاره فرمود . كلام امام ( ع ) به صورت قضيّهء شرطيّهء متّصله آمده است . بدين توضيح كه اگر حضور حاضران نبود وكسى بر ياورى حق قيام نمىكرد ، وخداوند از علما بر انكار منكرات ، با داشتن قدرت ، پيمان نمىگرفت خلافت را چنان كه اوّل رها كردم اكنون نيز كنار مىگذاشتم در آن صورت مىديديد كه دنياي شما در نزد من به اندازهء آب بيني بز هم ارزش نداشت . ( 2946 - 2919 ) وامّا در بارهء داستان مربوط به اين خطبه كه مردى از أهل سواد ، سواد عراق ، در حال ايراد خطبه به امام ( ع ) نامهاى داد أبو الحسن كيدرى گفته است : در كتب قديم ديدهام كه در نامهاى كه آن مرد به امام ( ع ) داد تعدادى سؤال نوشته شده بود واز حضرت جواب مىخواست به شرح زير : 1 - چه حيواني است كه از شكم حيواني بيرون آمد وميان آنها نسبتي نبود ؟ امام ( ع ) جواب داد : يونس بن متى كه از شكم ما هي در آمد . 2 - آن چيست كه اندك آن حلال بود وزياد آن حرام ؟ امام ( ع ) فرمود : رود