ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
514
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
عمل أبو بكر وعمر است كه خلافت را ميان خود تقسيم كردند چنان كه دوشندهء شير پستانها را از هم جدا مىكند . امام ( ع ) معتقد است كه از آن دو به خلافت سزاوارتر است ويا براي سرپرستى مسلمين كه به منزلهء أولاد اسلام به حساب مىآيند ، اولويّت دارد . مقصود امام ( ع ) از اين كه فرمود أبو بكر خلافت را در « حوزهء خشناء » قرار داد كناية از طبيعت عمر است ، زيرا أو به تندخويى ودرشتى كلام وسرعت در خشمناكى مشهور ومعروف بود ومعناى خشونت عمر همين است . ( 2673 - 2669 ) فرموده است : يغلظ كلامها ويخشن مسّها امام ( ع ) دو صفت براي طبع عمر استعاره آورده است : 1 - غلظت كلام وآن كناية از مواجهه با سخنان درشت وزخم زبان است ، زيرا ضربتي كه با زبان به كسى وارد مىشود سهمگينتر از زخم نيزه است . 2 - داشتن طبيعت خشن كه مانع از ميل مردم به معاشرت است وموجب اذيّت وآزار مىشود چنان كه أجسام خشن بدن را آزار مىدهد . ( 2680 - 2674 ) فرموده است : ويكثر العثار والاعتذار منها اين كلام امام ( ع ) اشاره به اين است كه عمر در مورد احكام الهى سريعاً حكم صادر مىكرد وپس از دقّت ، آن حكم را خطا مىيافت وناگزير بود عذرخواهى كند . ضمير « منها » به طبيعتي « طبيعت عمر » بر مىگردد كه از آن تعبير به خشونت شده است . از جمله احكام نادرستى كه عمر صادر كرد اين است : روايت شده كه عمر به سنگسار كردن زن حاملهاى كه متهم به زنا بود دستور داد . علي ( ع ) بر اين امر اطلاع پيدا كرد ، به نزد عمر آمد وبه أو گفت : هر چند تو مىتوانى حكم رجم را براي زن صادر كنى ولى براي رجم بچّه مجاز نيستى ، أو را آزاد بگذار تا زماني كه