ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

515

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

وضع حمل كند وبچه را شير دهد . در اين جا بود كه عمر گفت اگر على نبود عمر هلاك مىشد ، وآن زن را رها كرد . در اين مورد روايت ديگرى نقل شده وآن اين است كه عمر فرمان داد زنى را فوراً نزد أو بياورند وآن زن حامله بود ، زن از هيبت أو سقط جنين كرد . عمر عدّه‌اى از صحابه را جمع كرد واز آنها پرسيد حكم اين موضوع چيست ؟ آنها پاسخ دادند تو مجتهدي وبه نظر ما چيزى بر تو واجب نيست . عمر به علي ( ع ) مراجعه كرد وآنچه گذشته بود وصحابه گفته بودند به آن حضرت گفت . امام ( ع ) آنچه صحابه گفته بودند ردّ كرد وفرمود : آنچه صحابه گفتند اگر از روى اجتهاد گفته‌اند اشتباه كرده‌اند واگر بدون اجتهاد گفته‌اند به تو خيانت كرده‌اند . نظر من اين است كه تو بايد يك گوسفند دية بدهى . در اين هنگام عمر گفت اى أبو الحسن مباد در مشكلى گرفتار شوم كه تو نباشى . منشأ اين احكام عجولانه جز غلبهء قوّهء غضبيّه ودرشتخويى نيست . ( 2692 - 2681 ) فرموده است : فصاحبها كراكب الصّعبة ان اشنق لها خرم وان أسلس لها تقحّم . بنا به قولي ضمير « صاحبها » به حوزه كه كناية از طبيعت عمر واخلاق اوست باز مىگردد . مقصود اين است كسى كه با دارندهء چنين اخلاقى مدارا مىكند در صعوبت ودشوارى مانند كسى است كه بر شتر چموش سوار است . وجه شباهت اين است كه سوار شتر چموش متحمّل سختى زيادى مىشود ودر عين حال از دو خطر محفوظ نيست : اگر مهار شتر را براي كنترل بسختى بكشد ، دماغش پاره مىشود واگر مهار آن را آزاد بگذارد شتر أو را به وادى هلاكت پرتاب مىكند وچنين است حال كسى كه با فردى صاحب چنين خلق درشت معاشرت مىكند . اگر به كارهايى كه عجولانه انجام مىدهد اعتراض كند ، اين اعتراض منجر به سختى حال وفساد أحوال ميان آن دو مىشود واگر بر كارهاى عجولانه‌اش سكوت كند وأو را به حال خود بگذارد كارهايى كه أو انجام مىدهد