ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
513
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
اين عبارت كه : أقيلوني فلست بخيركم . در اين جا علّت تعجّب اين است كه أبو بكر بدين سبب خواستار ترك خلافت بود كه بار خلافت سنگين وشرايط آن فراوان بود وهمچنين رعايت اجراى يك قانون نسبت به همهء مردم با توجّه به طبيعتهاى مختلف وتمايلات گوناگونشان بسيار دشوار مىنمود وأبو بكر مىترسيد كه مركبهاى هوا وتمايلاتش بلغزند وأو را در پرتگاه نابودى بيفكنند ، با اين فرض هر اندازه كه زمان ولايت وسرپرستى بر مردم كوتاهتر باشد ترس وزحمتش كمتر وسهلتر است . وراه كسى كه طالب ترك خلافت ونظير آن مىباشد ونيز مقتضاى درخواست اقاله اين است كه متقاضى در پى كاستن دشواريهاى آن كار باشد ودر رهايى از آن تا جايى كه ممكن است بكوشد ، وچون مىبينيم كه أبو بكر در دوران حياتش به خلافت چنگ مىزند ودر موقع مرگش آن را به ديگرى ( عمر ) مىسپارد وضررهاى اين كار را در زندگى وپس از مرگ به دوش مىكشد ، ناگزير اين گمان در انسان تقويت مىشود كه درخواست ترك خلافت از سوى أبو بكر صادقانه نبوده است ودر نتيجهء اين پندا با عدالت أبو بكر كه شهرت دارد متضاد مىباشد واين همان مطلبي است كه تعجّب امام ( ع ) را برمىانگيزد ، بر عكس اگر أبو بكر به فسق ونفاق شهرت مىداشت تضاد كردار وى با گفتارش شگفتآور نبود . ( 2668 - 2661 ) فرموده است : قوله لشدّ ما تشطّرا ضرعيها لام ( شدّ ) براي تأكيد به كار رفته ، ( ما ) با فعل بعد از آن « تشطّر » در تأويل مصدر وفاعل شدّ مىباشد وجمله براي تأكيد وتمام كردن تعجّب به كار رفته است . امام ( ع ) كلمهء « ضرع » را در اين جا براي خلافت استعاره آورده است ولازمهء استعاره اين است كه خلافت را به ناقة تشبيه كرده باشد ، چه ميان ناقة وخلافت مشاركتى در سود بردن وجود دارد . مقصود امام ( ع ) از اين تشبيه ، توصيف