ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
512
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
است ، اين است : وقتي مدّعيان خلافت به مقصودشان رسيدند وبه خواسته خودشان دست يافتند در طول زمان خلافتشان ، حق را با امام مىدانستند ولى به أو واگذار نمىكردند ، چنان كه امام ( ع ) با اين سخن خود كه : وفي العين قذى وفي الحلق شجى ، به اين حقيقت اشاره مىكند وميان شادمانى آنها وبد حالي خود فاصله وجدايى فراوانى مىبيند وبه اين بيت استشهاد مىكند . لفظ يومين را براي اين دو حالت استعاره آورده وكناية از حال خود وحال آنان مىداند . وجه شباهت در اين مثل اين است كه حال آنها لازمهاش رسيدن به مقصود وآسايش است مانند روز خوش حيّان ، وحال امام ( ع ) لازمهاش رنج وسختى است مانند روزى كه شاعر بر جهاز شتر سوار وبه مسافرت مىرفت . مىگويم ( شارح ) : احتمال ديگر اين كه يوم حيّان را امام ( ع ) استعاره آورده باشد براي روزى كه با رسول خدا زندگى مىكرد واز آن حضرت كمالات معنوي ورفاه جسمي وعلم واخلاق را بهره مىگرفت . وزمان بر پشت شتر بودن را استعاره براي روزهاى بعد از رسول خدا آورده باشد كه مشكلات فراوانى به آن حضرت رسيد وغم واندوه فراوانى ديد وبر اذّيت وآزار ومشكلات صبر كرد . وجه مشابهت ، شادمانيهايى است كه در روزگار حيّان براي شاعر ، ودر روزگار رسول خدا براي امام ( ع ) بوده است ودشوارى وناراحتى است كه از شتر سواري براي شاعر ، وضرر وزيان وآزار واذيّت ، بعد از رسول خدا ( ص ) براي حضرت بوده كه در اين دو حالت مشابهت ومشاركت براي شاعر وامام وجود داشته است : ( 2660 - 2649 ) فرموده است : فيا عجبا بينا هو ليستقيلها في حياته إذ عقدها لآخر بعد وفاته . اشاره به خواست مكرّر أبو بكر به ترك خلافت در زمان حياتش مىباشد ، با