ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

482

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 2337 - 2330 ) فرموده است : والنّاس في فتن انجذم فيها حبل الدّين ، إلى قوله . . . وقام لواؤه احتمال دارد كه « واو » در « والنّاس » واو ابتدأ باشد ، در اين صورت سخن امام ( ع ) آغازى است بر مذمّت روزگار وآنچه كه در آن از بلا ومحنت وترسها وجنگها به خاطر اختلاف خواسته‌ها وتشتّت آرا وجود دارد . غرض امام ( ع ) از اين عبارت ، توجه شنوندگان به آنچه از آن غفلت دارند مىباشد وفتنه‌هاى فراگير وبديهاى موجود را برمىشمارد تا مردم را از غفلت در آورد وآنها در پيمودن راه حق نهايت جديّت وكوشش را به عمل آورند . از مذمتّهايى كه به دليل ويژگيهاى اخلاقى وگرفتارى به فتنه وآشوب ياد مىكند أموري هستند كه هر چند زيادند ولى در نهايت به ترك مراسم شريعت وعدم پيمودن راه حق ودر افتادن به راه باطل باز مىگردد . منظور از قطع ريسمان ( حبل ) دين اشاره به انحراف مردم از راه مستقيم وعدم توسل آنها به أوامر خداوند سبحان ودر افتادن در فتنه‌ها مىباشد . استعمال لفظ « حبل » در اين جا ودر قرآن كريم : « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً » ، براي قانون شريعتي كه توسّل وعمل به آن مطلوب است استعاره آورده شده است . ( 2341 - 2338 ) وبدين سان استعمال كلمهء سواري استعاره است ، يا براي قواعد وأركان دين كه لزوماً بايد آن را استوار ساخت مانند جهاد ، كه در آن زمان از مردم بشدّت خواسته شده بود ، بنا بر اين مقصود از تزعزع ، عدم پايدارى واستقامت مردم بر جهاد است ، ويا منظور از سواري ، أهل دين مىباشند ، كساني كه به امر ديانت قيامت وبه آن عمل مىكنند ودر اين راه از ملامت هيچ ملامتگرى نمىهراسند . بنا بر اين تعبير ، تزعزع مرگ ياران دين ويا ترس آنها از دشمنان كينه‌توز است . در هر صورت جمله به صورت استعارهء لطيفى به كار رفته ووجه شباهت آن روشن است . ( 2358 - 2342 ) امام ( ع ) با عبارت « اختلاف نجر » اشاره كرده است به اختلاف أصل كه همهء مردم در آن شركت دارند وفطرتى كه خداوند همهء مردم را بر آن فطرت