ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

473

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

گواهيى كه از روى اخلاص مستحكم واعتقادي پاكيزه برمىخيزد ، هميشه تا زنده‌ايم به آن شهادت متوسل مىشويم وتوسّل به آن را براي مشكلاتى كه در پيش داريم ( قيامت ) ذخيرة مىكنيم ، زيرا كلمهء شهادت لازمهء ايمان وگشايندهء باب احسان وخشنودى رحمان وراندن شيطان است . گواهى مىدهم كه محمّد ( ص ) بنده ورسول اوست . خداوند أو را با ديني مشهور ونشانه‌اى رسيده ونقل شده وكتابي نوشته ونوري رخشان وروشنايى تابان ، ودستوري روشنگر براي دفع شبهات باطل فرستاد . با بيّناتى روشن استدلال كرد وبا مثلها وآيات قرآني مردم را از عذاب خدا بر حذر داشت . مردم در فتنه‌ها بودند وريسمان دين گسيخته وپايه‌هاى يقين متزلزل وكار ديانت درهم ريخته ودستورات آن پراكنده وراه خروج از آن تنگ شده وراه حق گم ومعصيت آشكار شده بود . در اين شرايط خدا معصيت وشيطان يارى مىشد ، ايمان واگذار ودستوراتش متزلزل ونشانه‌هايش ناآشنا واز نظرها پوشيده شده بود . مردم از شيطان أطاعت كرده راه أو را مىرفتند وبه آبشخور أو وارد مىشدند : علمهاى شيطان به وسيلهء آنها به راه مىافتاد وپرچمهايش برافراشته مىشد . شيطان مردم را در زير فتنه‌ها بكوفت ولگدمال كرد ومانند چهارپايان بر روى پيكر آنها ايستاد ، با اين وضع همهء مردم در فتنه‌ها ، وسرگردان وحيران بودند . در بهترين خانه‌ها ( كعبهء معظمه ) وميان بدترين همسايگان ، خوابشان بىخوابى وسرمهء چشمشان أشك بود . سرزمينى كه دانشمند آن لجام خاموشى بر دهان داشت وجاهل افسار گسيخته وعزيز بود » . ( 2232 - 2218 ) [ شرح ] مقصود از حمد در كلام امام ( ع ) شكر است وكلمهء استتماماً وكلمات منصوب بعد آن مفعول له مىباشد . امام ( ع ) براي شكر خود ونتيجة در نظر گرفته است : اوّل آن كه خداوند نعمت خود را تمام كرده است وبندهء حق با زيادى شكر مستعدّ فراوانى نعمت مىشود . اين كلام امام ( ع ) به آيهء كريمهء قرآن توجّه دارد كه