ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
472
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
وئول يعنى پناه بردن ونجات يافتن ( اهاويل ) : كارهاى ترسناك ، آنچه را كه نفس بزرگ مىانگارد ( مأثور ) : منقول ، روايت شده . ( فتن ) : جمع فتنه ، هر امرى كه از قصد خدا دور باشد ، گرفتار بلا ومحنت شدن وپيروى از هواي نفس . ( سواري ) : پايهها واستوانهها ( خامل ) : ساقط ( معالم ) : آثار ، نشانهها چيزى كه به آن آگاهى حاصل مىشود يا بدان استدلال مىشود ( سهود ) : مثل جمود ، مصدر است ومرادف سهاد وبه معنى بيدار خوابى است . ( استسلام ) : انقياد ، رام شدن . ( فاقه ) : فقر وبىچيزى ( مصاص كل شيء ) : خالص هر چيز ( ذخيرة ) : دست چين ، اندوخته ( عزيمة الايمان ) : عقيدهء قلبي ( مدحره ) : جاى طرد كردن ودور ساختن ( مثلات ) : جمع مثله يعنى عقوبت . ( انجذم ) : منقطع شد . ( زعزع ) : به حركت در آمدن ، مضطرب شدن ( النّجز ) : طبع ، سرشت ، أصل ( وانهارت ) : خراب شد . ( شروك ) : جمع شركه ، راه بزرگ ووسط آن ( مناهل ) : جاى آب نوشيدن . آبشخور ( سنابك ) : سم حيوانات ، مفرد آن سنبكه است [ ترجمه ] « خداوند را به پاس تمام كردن نعمتش وفرمانبردارى در مقابل عزّتش وحفظ ونگهدارى از معصيتش سپاسگزارم وبه دليل احتياجى كه به كفايت أو دارم از أو يارى مىطلبم زيرا هر كس را أو هدايت كند گمراه نمىشود ، هر كس با أو دشمنى كند رستگار نمىگردد ، هر كس را أو كفايت كند نيازمند نمىشود ، زيرا حمد خدا از هر چه سنجيده مىشود برتر ونسبت به آنچه مخزون شود بهترين ذخيرة است « 1 » . گواهى مىدهم كه خدايى جز أو نيست ويگانه است وشريك ندارد ،
--> ( 1 ) ممكن است ضمير « فانّه » به خدا برگردد ، در اين صورت معناى جمله چنين است : چون خدا برتر از هر چيزى است كه مورد سنجش قرار گيرد وبهترين ذخيرة وپشتوانههاست . ويراستار .