ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
463
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پروردگارت به اين وفاى پيمان گواهى دهى همين است . امّا آويختن به پردهء كعبه وچسبيدن به آن - حاجى بايد با گرفتن پردهء كعبه طالب قرب حق ومحبّت الهى وشوق به ملاقاة پروردگار باشد . وبه منظور تبرّك يافتن واميد رهايى از آتش ، پردهء خانه را بگيرد ، بلكه در دست زدن به هر جزئي از اجزاى خانه بايد نيّتش اين باشد كه اصرار در طلب آمرزش وآسايش داشته وذهنش را به سوى واحد حقيقي متوجه كند ورهايى از عذاب را بخواهد ، مانند گناهكارى كه دست به دامن كسى مىزند كه از فرمانش سرپيچى كرده است وبراي عفو ، تضرّع وزارى كرده وبه گناه خود اعتراف دارد ومعتقد است كه پناهگاهى وأجابت كنندهاى جز عفو وكرم أو نيست ودامنش را جز با تحصيل بخشش رها نمىكند وجز طاعت وفرمانبرى در آيندهء عمر كارى انجام نمىدهد . امّا سعى بين صفا ومروه در آستانهء كعبه - اين مثال است براي رفت وآمد بندهء خدا در أطراف خانهء خدا به طور مكرّر تا خلوص در خدمت را اظهار كند واميدوار باشد كه أو را به ديدهء رحمت بنگرد ، مانند كسى كه بر پادشاهى وارد شده است وخارج مىشود در حالي كه نمىداند پادشاه در بارهء أو چه قضاوتى دارد آيا أو را مىپذيرد يا ردّ مىكند ؟ رفت وآمد به اين اميد است كه اگر در مرتبهء اوّل بر أو رحمت نياورده است بار دوّم أو را ببخشد ومتذكر اين معنى باشد كه رفت وآمد أو بين صفا ومروه مانند بالا وپايين آمدن دو كفّهء ترازو در صحنه قيامت است ومثلًا صفا را به منزلهء كفّهء حسنات ومروه را به منزلهء كفّهء سيئات در نظر بگيرد واين معنى را به ياد داشته باشد كه بالا وپايين آمدن دو كفّه ، نشانهء رجحان ونقصان ومردّد بين عذاب وغفران است . امّا وقوف در عرفات - هنگامى كه حاجى سر وصداى اجتماع وگوناگونى زبانشان را مىبيند بايد متوجه باشد كه هر جمعيّتى در أمور از پيشواى خود پيروى