ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

436

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بود كه اين حالت معنوي ، قلب پيامبر را بكلّى در خود غرق كرده بود . خلاصه منظور از خواندن قرآن اين است كه اين أحوال را در انسان پديد آورد ، قلب انسان را جذب كند وأو را به كار خير وترك حرام وادارد . پيامبر خدا فرموده است . « قرآن را تا زماني كه قلبتان به آن توجّه دارد وبر جسمتان تأثير مىگذارد بخوانيد وهر گاه به آن توجه نداشتيد خواندن را ترك كنيد « 51 » » . در اين باره خداوند تعالى فرموده است : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ « 52 » در غير اين صورت خواندن قرآن وحركت زبان زحمتى نمىخواهد . در بارهء توجّه به قرآن شخصي نقل كرده است كه قرآن را بر استادم قرائت كردم . بار دوّم كه خواستم بخوانم از خواندن منع كرد وگفت : قرآن را نزد من خواندى ، حال براي خدا بخوان ودقّت كن كه خدا چه دستور مىدهد ، وبه تو چه مىفهماند تا بدان عمل كنى . رسول خدا وقتي از دنيا رفت بيست هزار صحابه داشت واز آنها فقط شش نفر حافظ قرآن بودند ودر بارهء دو نفر اختلاف بود كه آيا قرآن را حفظ دارند يا نه بيشتر صحابه يك يا دو سوره حفظ داشتند . افرادى كه سورهء بقره وانعام را حفظ داشتند از علما شمرده مىشدند . اين كم حفظ داشتن قرآن به دليل مشغول بودن آنها به فهميدن معاني قرآن بود تا حفظ كردن آن . كسى به نزد رسول خدا ( ص ) آمد تا قرآن فرا بگيرد ، آياتي را آموخت تا به اين آية رسيدن : فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ « 53 »

--> ( 51 ) اقرؤا القرآن ما ائتلفت عليه قلوبكم ولانت عليه جلودكم فإذا اختلفتم فلستم تقرءونه . ( 52 ) سورهء انفال ( 8 ) : آيهء ( 2 ) : مؤمنان كساني هستند كه هر گاه ياد خدا مىكنند دلشان را ترس فرا مىگيرد وهر گاه قرآن بر آنها خوانده شود ايمانشان افزوده مىشود . ( 53 ) سورهء زلزال ( 99 ) : آيهء ( 8 ) : آن كه مقدار ذرّه‌اى خير ومقدار ذرّه‌اى شرّ انجام دهد آن را خواهد ديد .