ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
427
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ « 34 » ودر مقام دوم چنين بخواند : وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ ، آن كه حق را بشناسد خداوند را در همه چيز مىبيند وآن كه به درجهء عرفان دست يابد همه چيز را از درجهء اعتبار ساقط دانسته وبا خداوند هيچ چيز را نمىبيند وهر گاه اين سخنان خداوند : أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ ، . . . أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ ، . . . أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ را تلاوت كند سزاوار نيست كه نظر خود را در نطفه وآب وآتش محدود كند بلكه بايد در منى كه نطفه است وسپس در كيفيت تقسيم نطفه به گوشت واستخوان وعصب وعروق وغيره وپس از آن به چگونگى شكل پذيرى اعضاى مختلفهء بدن ( مدور - طويل وعريض - مستقيم ، منحنى ، سست ، محكم ، رقيق ، غليظ ) وآنچه كه در هر يك از اينها از نيرو نهاده شده است ومنافعى كه اگر چيزى از آنها مختل شود ، امر آنها ومصالح بدن مختل مىشود ، دقّت كند . تأمل كنندهء در اين عجايب وأمثال آنها به قدرت عجيب خداى تعالى ومبدأى كه اين آثار از أو پديد آمده است توجه خواهد كرد ، پس مدام شاهد كمال صانع از طريق مشاهدهء كمال صنع خواهد بود . امّا أحوال أنبيا . از چگونگى تكذيب أنبيا وقتل آنها به وسيلهء مردم بىنيازى خداوند از أنبيا ثابت مىشود . واگر همهء أنبيا را نيز به قتل مىرساندند به خداوند تأثيرى نداشت وبه سلطه وقدرت أو زيانى وارد نمىكرد . وهر گاه مىشنويم كه خداوند آنها را يارى كرده است مىفهميم كه آنها مورد تأييد خداوند بودهاند . چنان كه خداوند مىفرمايد : حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ « 35 » . از مطالعهء أحوال تكذيب كنندگان أنبيا مانند عاد وثمود وچگونگى به
--> ( 34 ) سورهء لقمان ( 31 ) : آيهء ( 11 ) : اين خلق خداست ، به من بنمايانيد كه ديگران چه آفريدهاند . ( 35 ) سورهء يوسف ( 12 ) : آيهء ( 110 ) : زماني كه پيامبران مأيوس شدند وگمان كردند كه مورد تكذيب واقع شدهاند نصرت ما فرا رسيد وآن را كه خواستيم نجات بخشيديم .