ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

426

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

شايسته است استنتاج كند . زيرا قرآن مشتمل بر ذكر أوصاف وافعال خداوند تعالى وأحوال پيامبران وتكذيب كنندگان پيامبران وأحوال ملائكة وبيان فرمانها وعذابها ، بهشت وجهنّم ووعد ووعيد مىباشد . تلاوت كننده بايد در معاني أسماء وصفات خداوند تأمّل كند تا اسرار قرآن برايش كشف وگنجينه‌هاى راز ومعادن حقايق آن به رويش باز شود وبه اين حقيقت امام علي ( ع ) اشاره دارد آن جا كه مىفرمايد « خداوند چيزى را بر پيامبرش پوشيده نداشت ولى بر مردم پوشيده داشت مگر آنها كه بر فهم قرآن دست يافتند پس بايد براي بدست آوردن فهم قرآن حريص بود » . ابن مسعود گفته است هر كه بخواهد به علم اوّلين وآخرين آگاه شود بايد به قرآن متوسل شود . بايد دانست كه بيشترين علوم قرآن نهفته در أسماء وصفات خداست وخلايق از آن علوم جز به قدر فهمشان درك نمىكنند وخداوند به اين حقيقت اشاره كرده ومىفرمايد : أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً » « 33 » در اين جا منظور از آب علم است كه خداوند از آسمان بخشش خود بر ظرف قلوب نازل فرموده است وهر يك بر حسب استعداد وامكان از آن بهره‌مند شدند ، هر چند بالاتر از آنچه آنها درك كرده‌اند مراحل ديگرى است كه بر آن وقوف نيافته وگنجهايى كه بر ژرفاى آن اطلاع پيدا نكرده‌اند . آنچه گفتيم در باره أسماء وصفات خدا بود . امّا افعال حق متعال وآنچه كه بدان از خلق آسمان وزمين وغير اينها اشاره فرموده است ، شايسته است كه خوانندهء قرآن از خلق آسمان وزمين ، صفات حق وجلال أو را بفهمد ، زيرا فعل فاعل مىخواهد ، از عظمت فعل بر عظمت فاعل استدلال كند تا سرانجام فاعل را بدون فعل دريافته ودر مقام اوّل فاعل را چنين بخواند : هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي ما ذا

--> ( 33 ) سورهء رعد ( 13 ) : آيهء ( 17 ) : از آسمان آبى را فرو فرستاد ، هر ظرفى به اندازهء خود از آن دريافت داشت ، آبهاى جارى سيل آسا كف برآورد .