ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
415
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
نبوت را بدو پايان بخشيد » . ( 1923 - 1904 ) فرموده است : مأخوذا على النبيّين ميثاقه كلمه مأخوذ در عبارت امام ( ع ) به حال منصوب است وفعل آن بعث وذو الحال پيامبر ( ص ) مىباشد . بقيه كلمات منصوب عبارت امام ( ع ) نيز به عنوان حال منصوباند . مقصود از گرفتن ميثاق پيامبر از أنبيا بنا بر آنچه كه ذكر شد امر نهفته در فطرت آنهاست كه اعتراف به حقانيت پيامبر اسلام وتصديق ديانتش مىباشد . زيرا تصديق نبوّت پيامبر اسلام از جمله عبادت حقّ سبحانه به شمار مىآيد . معناى كلام اين است كه خداوند پيامبر را برانگيخت در حالي كه تصديق نبوّت أو را از أنبيا وديگران گرفته بود . ونشانههاى ظهور وبشارت به مقدم أو با توجّه به نجابت خانوادگى وبزرگوارى نسب واهميت زماني كه به پيامبر مبعوث شد در ميان آنها مشهور بود . پس از اين كه امام ( ع ) بيان مىفرمايد كه خداوند پيمان نبوّت پيامبر را از انبياى قبل گرفته است ومزيّت بعثت پيامبر وفضيلت شرع رسول گرامى وچگونگى بهرهمند شدن مردم از شريعت رسول اشاره كرده ومىفرمايد « در روز بعثت پيامبر مردم مختلفي در روى زمين بودند وخواستههاى مختلفي داشتند وآراى مختلف ومتشتّت در ميان گروههاى پراكنده وجود داشت » . « واو » در « وأهل الأرض » نيز حاليه است وجمله محلا منصوب مىباشد و « أهواء » خبر براي مبتداى محذوف است ودر أصل « أهوائهم أهواء متفرّقه » بوده است وهمچنين كلمهء « وطوائف » در أصل وطوائفهم طرايق متشتّة بوده است . يعنى خداوند پيامبر را برانگيخت در حالي كه در روز بعثت آن حضرت مردم دينهاى مختلف ونيز آراء گوناگون داشتند به شرح زير : گروهى داراى شريعت بودند مانند يهود ، نصارا ، صائبين ومجوس كه ديانت آنها از بين رفته بود . اگر چه بدانها منتسب بودند وبه صورت كساني كه تشبّه به ديانت داشته باشند باقي مانده بودند . آنچه كه در دست آنها مانده بود ديانت تشبيه