ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
410
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مىشود در بارهء حق جاهل واز شكر مداوم كه شايستهء خداوند است غافل بماند . وچون پيمان ديرينه را فراموش كردهاند براي خداوند شبه ومثل برگرفتهاند وشياطين آنها را از گواراترين ميوههاى بهشتى كه معرفت خداست باز دارند واز پرستش خداوند كه نردبان ووسيله براي چيدن ميوههاى بهشتى است ، باز داشت . چون شأن انسانها پيمان شكنى وديگر مطالب بوده است ، در حكمت الهى واجب شده است كه دستهاى از آنها را به كمال والايى اختصاص دهد كه بدان وسيله ابناي نوع را از مسيرهاى انحرافى باز دارد وافراد ناقص يعنى فروتر از خودشان را كمال ببخشند . اين دسته گروه أنبيا ( ع ) مىباشند وبه نتيجهء كار آنها در كلام امام ( ع ) چنين اشاره شده است : ليستادوهم ميثاق فطرته يعنى خدا أنبيا را براي آن هدفى كه آفريده شده وبر آن سرشته شدهاند برانگيخت تا به عبوديّت خداوند اقرار كنند وانسانها را كه پيرو شهوات باطني وسرگرم لذّات وهمى زودگذر شدهاند ، باز دارند وبه خدا هدايت كنند . اين بعث وجذب أنبيا گاهى به تذكّر دادن نعمتهاى مادّى خداوند وآگاه كردن آنان بر لزوم شكرگزارى بخششهاى بزرگ خداست ، وگاهى با ترغيب وتشويق به درجاتى كه خداوند براي اولياى خود فرآهم آورده است ، وگاهى به ترساندن از عذاب جهنّم كه خداوند براي دشمنان ستمگرش آماده ساخته است ، وگاهى به ايجاد تنفّر از أمور پست دنيا وخوار شمردن آنها مىباشد . ( 1834 - 1797 ) امام ( ع ) به موارد فوق با جملهء : يذكّروهم منسىّ نعمته اشاره فرموده است . چون اثبات هر موضوعي نياز به استدلال قانع كننده وبرهان اثباتى دارد أنبيا در تبليغ رسالت پروردگار بر عليه منحرفان استدلال كرده وآنها را از روز ملاقاة پروردگار كه وعده داده شده ترسانده وبه دلايلى چند بر يگانگى خدا واين كه أو به تنهايى شايستهء پرستش است اشاره كردهاند واين مقصود امام ( ع ) از جمله : دفائن العقول وكنوزها .