ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

398

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

نفس به انجام آن تمايل پيدا كند ، اين مرتبه را ميل ارادى مىنامند . وبر اين ميل ارادى حركت قوّه‌اى كه عضلات را براي انجام كار به كار مىاندازد مترتّب مىشود ، واين را قدرت محرّكه مىنامند . بنا بر اين ناگزير صدور فعل از مجموعهء قدرت واراده است وشيطان در قدرت وارادهء انسان دخالت ندارد . ميلى كه از تصوّر سودمند وخير بودن فعل ناشى مىشود براي انجام عمل لازم است وشيطان در اين مرحله نيز دخالت ندارد . پس براي شيطان جايى براي وسوسه كردن باقي نمىماند ، مگر در القاى توهّم سودمند بودن وخوشايندى فعل ، هر چند فعل مخالف امر پروردگار باشد . واين القا در حقيقت وسوسه است وعين آن چيزى است كه خداوند تعالى از آن حكايت كرده آنجا كه از قول شيطان مىفرمايد : وَقالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ « 62 » . پس از فهميدن معناى وسوسه روشن مىشود كه متابعت إبليس به معناى رام شدن نفس براي جذب قوّهء واهمه وقواى بدني است كه آنها شياطينى هستند كه انسان را از جهت مقصود وقبله حقيقي ، يعنى عبادت حق ، باز مىدارند . وفتنهء آنها براي نفس زينت دادن محرّمات خدا براي نفس است . در بارهء اين اشكال كه گفته‌اند إبليس قادر نبوده وارد بهشت شود وبه مار متوسّل شد ودر دهان مار رفته ووارد بهشت شد وبه وسوسهء آدم پرداخت . حكما گفته‌اند منظور از مار قوّهء متخيّله است . توضيح اين كه قوّه واهمهء براي تصرف وبرانگيختن قواى محرّكه مانند شهوت وغضب توانايى دارد . وسپاهيان قوهء واهمه وشياطين أو كه همان قواى شهويّه وغضبيّه باشند در طلب خواسته‌هاى حسى بدني هستند وجذب نفس به اين خواسته‌ها به تصوّر اين كه خوشايند وسودمند مىباشند به توسّط قوهء متخيّله صورت مىگيرد . وجه تشبيه قوّهء متخيّله به

--> ( 62 ) سورهء إبراهيم ( 14 ) : آيهء ( 22 ) : من بر خلاف حقيقت بر شما هيچ دليل قاطعى نياوردم ( وتنها شما را به وعده‌هاى دروغين فريفتم ) وشما مرا أجابت كرديد .