ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

397

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 1710 - 1702 ) فرموده است : فاغترّه عدوّه . . . مرافقة الأبرار در توضيح جملهء بالا گفته‌اند چون خداوند آدم را از دشمنى إبليس بر حذر داشت أو را از خوردن گندم نهى كرد وبه آدم تذكّر داد كه اگر از آن بخورد به خود ظلم كرده وسزاوار خشم خدا مىشود . آيهء كريمهء قرآن در بيان اين موضوع مىفرمايد : وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ * « 60 » . بعضي گفته‌اند درخت منع شده شجرهء ناپاكى بوده است كه از زمين برآمده وثبات وقرارى برايش نيست ومنظور از آن خواسته‌هاى دنياي فانى وخوشيهاى جسماني است كه خارج از محدودهء فرامين الهى است . ومقصود از خوردن آن گذشتن از اعتدال به سمت افراط است . بعضي در توجيه اين كه درخت گندم باشد گفته‌اند چون قوام بدن به گندم است وگندم در بيشتر از غذاها دخالت دارد ودر حقيقت ثبات بدن به آن مىباشد . پس اگر منظور از شجرهء ممنوعه درخت گندم باشد بهتر خواهد بود . امّا كيفيت فريب دادن آدم به وسيلهء إبليس اين است كه حقيقت غرور ، آرامش يافتن نفس به چيزى است كه مطابق هواي دل وخواست آن باشد ، هر چند امرى شبهه ناك وفريبى از جانب إبليس باشد . بنا بر اين فريب خوردن آدم به وسيلهء إبليس به غفلت نفس برمىگردد كه به وسيلهء وسوسه‌اى كه خداوند تعالى از آن چنين حكايت مىكند بوده است : فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى « 61 » . براي روشن شدن حقيقت وسوسه مىگوييم صدور فعل از انسان به واسطهء أموري است كه به نظام طبيعي ترتيب يافته باشد . اوّل ، تصوّر مناسب بودن فعل است . اين مرتبه را داعى مىنامند . پس از اين مرحله درك حقيقت فعل است كه

--> ( 60 ) سورهء ( 2 ) : آيهء ( 35 ) : به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود . ( 61 ) سورهء طه ( 20 ) : آيهء ( 120 ) : شيطان أو را وسوسه كرد وگفت اى آدم آيا تو را بر درخت ابديّت وملك جاودانى دلالت كنم .