ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
396
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
متعال مىفرمايد : لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ « 58 » . وبه همين دليل است كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « هر مولودى بر فطرت خداشناسى متولّد مىشود وتحقيقا پدر ومادر آن طفل ، وى را به دين يهودي يا نصراني در مىآورند « 59 » » . زيرا نفس هر كس پيش از آن كه جاذبههاى خارجي أو را از قبلهء حقيقي باز گردانند ، به اعتقادات فاسد واخلاق پست آلوده نيست . البتة رسيدن به مراتب بالا وغرفههاى عالي بعد از مفارقت نفس از بدن حاصل مىشود ورسيدن به كمال بالاتر نياز به توشهء بيشترى دارد . ارغاد عيش در عبارت امام ( ع ) به معناى شادمانى به وسيلهء معقولات ومعارف كليّه است ومنظور از ايمنى در بهشت أيمن بودن در مكاني است كه تا در آن جا باشد خوف وحزنى بر أو عارض نمىشود . منظور از بر حذر داشتن آدم از إبليس از ظاهر أوامر شرعيّه ولسان وحى روشن است . چنان كه خداوند متعال فرموده است : فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ . علّت دشمنى إبليس با آدم با آنچه كه قبلًا گفتيم روشن شد . براي توضيح بيشتر مىگوييم : چون نفس از عالم مجرّدات است وقوّهء واهمه طبعاً منكر اين قسم از ممكنات است ، پس أمور كليّهاى را كه نفس به آن امر مىكند چون خود از ادراك آنها بهرهاى ندارد منكر آنها مىشود واين از مقتضيّات عداوت دشمنى است وباز چون نظام امر نفس ومصلحت آن جز با غلبهء بر وهم وقواى بدني ومقتضاى طبع آنها محقّق نمىشود واز طرفي خواست قوا با سركوب نفس ميسّر نمىشود ، پس بين اين دو نزاع طبيعي ودشمنى ريشهاى است زيرا معناى دشمنى جز تصوّر اين كه هر كدام مخالف ديگرى است تحقّق نمىيابد .
--> ( 58 ) سورهء زمر ( 39 ) : آيهء ( 20 ) : براي آنها كاخها وعمارتها بالاى يكديگر بنا شده است كه در جلوى آنها نهرهاى آب جارى است . ( 59 ) كلّ مولود يولد على الفطرة وانّما أبواه هما اللّذين يهوّدانه وينصّرانه .