ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
380
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
مقدّمهء دوّم - معلوم شد كه فرشتگان در نزد دانشمندان نام مشتركى است كه بر حقايق مختلف اطلاق مىشود ولى لفظ جنّ هر چند در أصل لغت بر همهء فرشتگان دلالت مىكند زيرا از ريشهء اجتنان كه به معناى استتار است گرفته شده وبا توجّه به اين معنى فرشتگان نيز از ديدگان پنهانند ، ولى در عرف علما لفظ جنّ اختصاص به ارواحى دارد كه به عالم عناصر مربوط است . بنا بر اين گاهى بر آنها به اعتبار اين كه فرستادهء خدا وانجام دهندهء أوامر أو مىباشند ملائكة گفته مىشود وكارشان بر نظام عقل جريان دارد وگاهى به اعتبار ريشهء لغوى اجتنان به آنها جنّ اطلاق مىشود . جمعى از آنها به دليل مصلحت عقلي وعمل بر وفق مصلحت جهان ونظام آن ، مسلمان وتسليم حق مىباشند . وگروهى به خاطر مخالفتشان با موازين عقلي ومصلحت نظام جهان ، كافر واز شياطيناند . گاهى صدق جنّ بر نفوس ناطقهء انساني ، از جهت ديگر اعتبار مىشود وآن اين است كه نفس ناطقهء انساني به دليل مجهّز بودن به نور علم چيزهايى را مىبيند كه نادانان از آن بىاطلاعند . جنّ را به لحاظى مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد وآن تقسيم عبارت از اين است كه جن يا عالم است يا جاهل وبه هر حال يا موافق ظاهر شريعت ومطيع ومتمسّك به آن است يا نيست . اوّلين دسته آنهايى هستند كه عالم وعامل به مقتضاى ظاهر شريعتاند واين طايفه را جنّ مسلمان ومؤمن مىگويند . علما گفتهاند : اينانند آنهايى كه خداوند تعالى در قرآن ، پيامبر خود را از آنها آگاه ساخته است . آنجا كه مىفرمايد : قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ « 38 » . دانشمندان گفتهاند از چيزهايى كه اين حقيقت را بيان مىكند اين است :
--> ( 38 ) سورهء جنّ ( 72 ) : آيهء ( 1 ) : بگو به من وحى شده است كه گروهى از جن قرآن را شنيدند وگفتند ما قرآن عجيبى را شنيديم كه به رشد هدايت مىكرد وبه آن ايمان آورديم .