ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

379

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بعضي صورتها ، بعضي از معاني با بعضي از معاني وبعضي از معاني با بعضي صور مىباشد . وگاهى بعضي از صورتها را از بعضي ، وبعضي از معاني را از بعضي تفكيك مىكند ودر حقيقت مدركات را با يكديگر پيوند مىدهد وهيأت مزاجى را با حكمت الهى در مىآميزد كه اقتضاى آن اين است كه واسطهء بين مقتضاى صور جسماني ومعاني روحاني باشد ودر منشأ حكم آنها از دو طرف تصرّف كند ، هر يك از اين قواى ادراكي روح مختص به خود دارد كه عبارت از جرم گرم لطيفى است كه به نسبت محدودى از لطافت أخلاط به وجود مىآيد كه حامل قواى مدركه وغير آن مىباشد . ويژگى سوّم نفس ناطقه است : نسبت آن به بدن منزلهء نسبت پادشاه به كشور است كه بدن وتمام اعضا وقواى ياد شدهء فوق ابزار به نفس ناطقه‌اند . نفس ناطقه را چنين تعريف كرده‌اند : جوهر مجردي است كه تعلّق تدبيري به بدن دارد . وخداوند تعالى به اين حقيقت در آيهء شريفه اشاره دارد : وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي « 36 » . ومعصوم ( ع ) در بارهء روح فرموده است : « أرواح سپاهيان منظّمى هستند از آنچه خوششان بيايد با آن رابطه برقرار مىكنند واز هر چه بدشان بيايد از آن فاصله مىگيرند . « 37 » » براي اين جوهر نفساني دو قوّه اختصاص دارد : قوهء نظري وقوّهء عملي كه در مقدّمهء كتاب به اين دو اشاره كرديم تحقيق كلام در جوهر نفساني واستدلال بر وجود مجرّد وكمالات آن از علوم اخلاق وبحث آن بايد در جاى خود بطور مفصل صورت گيرد .

--> ( 36 ) سورهء اسرا ( 17 ) : آيهء ( 85 ) : از تو از حقيقت روح سؤال مىكنند بگو روح به فرمان پروردگار است . ( 37 ) الأرواح جنود مجنّده ما تعارف منها ائتلف وما تناكر فيها اختلف فيها .