ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
370
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
به آن يقين داشت فراموش كرد وسخنان به ظاهر خير خواهانه إبليس در أو شك ايجاد كرد ويقين خود در اثر متابعت از شيطان به شكى كه أو ايجاد كرده بود فروخت واين جمله استعاره زيبايى است بر سبيل كناية كه شك را جايگزين يقين كرده است . 2 - گفتهاند كه چون خداوند تعالى از دشمنى إبليس خبر داد برايش يقين حاصل شد اما وقتي إبليس أو را وسوسه كرد بر اثر نصيحت أو به شك افتاد ، پس گويا يقين به دشمنى إبليس را با شكى كه در مورد خيرخواه بودن أو پيدا كرد معامله كرد . 3 - آنهايى كه آدم ( ع ) را از گناه منزّه مىدانند گفتهاند كه : اين عبارت حضرت مثل قديمى است كه در ميان عرب معروف بوده است براي كسى كه كار بىفايدهاى را انجام مىداد ولى آنچه كه انجامش لازم بوده ، ترك مىكرده است . امام ( ع ) در اين جا به اين مثل تمسّك جسته است ، قصد حضرت اين نيست كه آدم در امر خدا شك كرده است . 4 - ابن عبّاس در بارهء عبارت امام ( ع ) كه فرمود الغريمة بوهنه گفته است : اين سخن امام ( ع ) به آيهء شريفهء : لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً اشاره دارد ، « من براي آدم چيزى كه امر خدا را حفظ كند نيافتم . » قتادة در اين باره گفته است : منظور صبر وشكيبايى است يعنى آدم بر امر خدا صبر نكرده ضحّاك در اين باره گفته است از خوردن ميوهء ممنوعه خوددارى نكرد . خلاصهء اين أقوال به اين امر باز مىگردد كه آدم داراى مقاومتى كه أو را بر انجام امر خدا پايدار دارد نبود . پس گويا تصميمى كه براي أو شايسته بود ونيرويى كه با آن خود را از متابعت إبليس حفظ مىكرد به ضعف وسستى در انجام امرى كه خدا به أو امر فرموده بود فروخت . پنجم - منظور از اين سخن امام ( ع ) : « دار البليّه » دار دنيا است . زيرا با توجه