ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

371

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

به وسوسهء إبليس وكوشش أو براي گمراه كردن فرزندان آدم دنيا دار بلا وزندان نيكوكاران است ، چنان كه امام ( ع ) فرمود : « دنيا زندان مؤمن وبهشت كافران است « 32 » » . در ذكر اين داستان هشدار بزرگى است براي پرهيز از گناهان ، توضيح اين حقيقت به چند صورت زير است . 1 - هر كس آنچه را بر آدم به خاطر لغزش وى گذشته است درك كند از انجام گناه بشدّت مىترسد . شاعر در اين زمينه گفته است : يا ناظرا نورا بعيني راغد * ومشاهدا للامر غير مشاهد تصل الذنوب إلى الذنوب وترتجى * درك الجنان ونيل نور العابد أنسيت انّ اللّه اخرج آدما * منها إلى الدنيا بذنب واحد « 33 » از فتح موصلى نقل شده : ما مردمى بهشتى بوديم إبليس ما را أسير كرد وبه دنيا آورد . بنا بر اين بهرهء ما جز غم واندوه چيزى نيست تا زماني كه به دنياي ديگر برگشته وبه بهشتى رويم كه از آنجا رانده شده‌ايم . 2 - بر حذر داشتن از استكبار وحسد وحرص . قتادة در تفسير اين سخن حق تعالى ( وَإِذْ قُلْنا ) گفته است : إبليس اين دشمن خدا در بارهء آنچه خداوند تعالى به آدم داده بود حسد ورزيد وادّعا كرد كه من از جنس آتشم وآدم از خاك وبدين طريق خود را برتر دانست وهمين حرص وحسد را در قلب فرزندان آدم القا مىكند تا آنها را به كارهاى زشت وا دارد .

--> ( 32 ) الدّنيا سجن المؤمن وجنّة الكافر . ( 33 ) اى كسى كه نور وروشنى را با دو چشم متنعّم « از ديدگاه شخص متنعّم » مىنگرى وبا اين كه چيزى را مشاهده مىكنى گويا آن را نمىبينى . گناه را از پى گناه انجام مىدهى واميدوارى كه بهشت را درك كنى وبه نور عبادت كنندگان دست يأبى . آيا فراموش كردى كه خداوند آدم را با يك گناه از بهشت خارج كرده وبه دنيا فرستاد .