ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

361

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

كانُوا يَعْبُدُونَ * آنها پاسخ دادند : قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ « 19 » . آنهايى كه إبليس را از فرشتگان دانسته‌اند استدلال كرده‌اند به اين كه در موارد زيادى از قرآن كريم إبليس از فرشتگان استثنا شده است ، كه اگر استثنا نباشد مستثنا داخل در مستثنا منه مىشود . وهمين استثنا دليل است كه إبليس از فرشتگان بوده است وبه دو دليل قول كساني را كه إبليس را از فرشتگان دانسته‌اند رد مىكند . 1 - اين ادّعا كه إبليس جزو فرشتگان نبوده است با اين سخن حق تعالى كه : وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً « 20 » سازش ندارد ( در اين جا جنّه به معناى فرشته به كار رفته است ) . اين آية بيان ادّعاى قريش است كه آنها فرشتگان را دختران خدا مىدانستند . خداوند متعال از آنها حكايت مىكند كه : وَجَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً « 21 » . مفاهيم اين آيات دلالت دارد بر اين كه فرشتگان از جنّ هستند . 2 - جن بودن إبليس با فرشته بودن منافاتى ندارد ، زيرا بر فرشتگان نام جنّ صدق مىكند . به دليل اين كه جن از ريشهء « اجتنان » ، به معناى استتار ، گرفته شده است . وبه اين دليل به فرزند داخل رحم جنين گفته‌اند كه در شكم مادر پنهان است . وبه اين دليل شخص را مجنون مىنامند كه عقلش نهفته است . وچون فرشتگان از رؤيت مردم پوشيده‌اند اطلاق لفظ جنّ بر آنها رواست . به نظر ما ( شارح ) اين اختلاف لفظي است . زيرا هر گاه ثابت شود

--> ( 19 ) سورهء سبأ ( 34 ) : آيهء ( 40 ) : آيا اين گروهند كه شما را معبود خود گرفتند . گفتند بار خدايا تو منزّهى وسرپرست مايى مشركان جن را أطاعت كردند نه ما را . ( 20 ) سورهء صافّات ( 37 ) : آيهء ( 158 ) : وبين شيطان وجنّ نسبت خويشى برقرار كردند . ( 21 ) سورهء زخرف ( 43 ) : آيهء ( 19 ) : كافران فرشتگانى را كه بندگان خدا بودند دختران خدا مىدانستند .