ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
362
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
فرشتگانى كه پيش از آدم به زمين آمدند جنّ ناميده مىشدهاند وإبليس از جنّ مىباشد ثابت مىشود كه إبليس از فرشتگان است . زيرا اختلاف بر سر اين نيست كه إبليس از فرشتگان زمين است يا آسمان بلكه اختلاف اين است كه به طور كلّى إبليس فرشته است يا خير ؟ بنا بر اين آنها در معنى اختلافى ندارند . بحث ششم - دانشمندان در علّت دشمنى إبليس با آدم اختلاف نظر دارند . بعضي علّت دشمنى را حسد دانستهاند وچنين استدلال كردهاند كه چون إبليس اكرام خدا را در بارهء آدم كه عبارت از سجده كردن فرشتگان براي آدم است مشاهده كرد وفهميد كه به آدم چيزهايى آموخته كه فرشتگان بدان آگاه نيستند ، حسد ورزيد ودشمنى كرد . گروهى ديگر علت دشمنى إبليس با آدم را تباين اصالت آنها دانستهاند به اين دليل كه تباين اصالت اثرى قوى در تنفّر شخص دارد وچنين توضيح دادهاند كه أصل آدم از خاك وأصل إبليس از آتش بود وهمين منشأ قياس فاسدى براي إبليس شد هنگامى كه خداوند أو را به سجده دستور داد ، إبليس به همين برترى منشأ وجودي خود اشاره كرد وگفت : انا خير منه خلقتني من نار وخلقته من طين معناى تحليلي اين گفتهء إبليس اين است كه خطاب به خداوند گفته باشد ، آدم از جسمي كثيف ومن از روحانيّتى لطيف به وجود آمدهام وشيء جسماني از شيء روحاني پستتر است وآن كه ذاتا پستتر است چگونه مىتواند مورد سجدهء موجودى برتر قرار گيرد ؟ وبه عبارتى ديگر مىتوان گفتهء شيطان را توضيح داد . أصل آدم از گل خشكيدهء بدبو است وگل بدبو در نهايت پستى است وأصل من از برترين عناصر است . وقتي كه أصل من از أصل أو بهتر باشد ، ايجاب مىكند كه من از أو بهتر واشرف باشم وزشت است كه بلند مرتبه براي دون مرتبه سجده كند . اين عدّه گفتهء شيطان را قياسي از أو دانسته ومىگويند اوّل كسى كه