ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

359

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سجود به معناى عبادت نبوده است ، زيرا عبادت براي غير خدا كفر است . سپس در معناى سجده اختلاف نظر پيدا كرده وبه سه طريق بيان كرده‌اند : 1 - سجود براي خدا انجام گرفته وآدم به منزلهء قبله بوده است همان طور كه سجده كردن بر قبله صحيح است سجده كردن بر آدم نيز صحيح است . دليل صحّت اين استدلال شعر حسّان بن ثابت است . « ما كنت احسب انّ الامر منصرف * عن هاشم ثم منها عن أبي حسن أليس اوّل من صلّى لقبلتكم * واعرف النّاس بالآيات والسّنن « 17 » » در كلام حسّان شاهد مدّعا بر قبله شما نماز خواندند ، مىباشد . 2 - سجود براي آدم نوعي تعظيم وتحيّت بوده است ، درست مانند سلامي از ناحيهء فرشتگان بر آدم . آدمهاى گذشته نوع تحيّتشان تعظيم بوده است همچنان كه سلام در ميان مسلمين مرسوم است . از صهيب نقل شده است : وقتي كه معاذ رضى اللّه عنه از يمن بازگشت براي پيامبر سجده كرد ، پيامبر فرمود اى معاذ اين چه كارى است كه كردى ؟ معاذ گفت من يهود را ديدم كه براي بزرگان علمايشان سجده مىكردند ونصارا براي قسّيسين ، از آنها پرسيدم اين چه كارى است كه مىكنيد ؟ پاسخ دادند تحيّت انبياست . پيامبر فرمود : بر پيامبرانشان دروغ بسته‌اند . 3 - سجود در أصل لغت به معناى انقياد وخضوع است . شاعر به همين معنى سجده را به كار برده است : ترى الاكم فيها سجّدا للحوافر ( يعنى كوهها را مىبينى كه بر سم اسبها سجده مىكنند ) منظور اين است كه سنگهاى سخت كوه در برابر سم اسبهاى تندرو نرم وانعطاف‌پذير شده‌اند وخداوند

--> ( 17 ) پندار من اين نيست كه امر رهبرى . از قبيلهء بني هاشم وسپس از أبى الحسن قطع شده باشد . آيا چنين نيست كه آنها اوّلين كساني هستند كه بر قبلهء شما نماز خواندند . وآشناترين مردم به آيات وسنّتهاى پيامبرند .