ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

341

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بر بندگان به واسطهء فرشتگان انجام مىگيرد وچگونگى آن را قبلًا دانستى ، ناگزير صحيح است كه بعضي فرشتگان امناى به روحي وخبرگزاران نسبت به پيامبر باشند . زيرا امين نگهبانى است براي چيزى كه حفاظت آن را به عهده گرفته تا به مستحقش برساند . وعلاوة بر آن وحيى كه به واسطهء فرشتگان نازل شود از هر جهت محفوظ وبه دور از خلل سهو مىباشد ، چون لازمهء سهو كه قواى جسماني است در فرشتگان نيست . وبه طور عمد نيز موجبى براي خلاف نيست ، زيرا خداوند متعال مىفرمايد : يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ « 44 » اين سخن امام ( ع ) كه آنها زبان گويايى به سوى رسولان هستند ، استعارهء زيبايى است . در مثل گفته مىشود فلان شخص زبان قومش مىباشد ، يعنى أحوال آنها را بروشنى بيان مىكند . پس بر چنين شخصي كلمهء زبان اطلاق مىشود زيرا از هر چه در نفس وجود دارد پرده بر مىدارد وچون فرشتگان در اداى خطابات خداوند كريم ميان پيامبران وحق واسطه هستند وأوامر حق را براي آنها توضيح مىدهند ، استعاره آوردن لفظ زبان گويا براي آنها به دليل وجه مشابهتى كه در اين مورد وجود دارد زيباست . منظور امام ( ع ) در اين جا از اختلاف ملائكة ورفت وآمد آنها به فرمان خدا ورساندن احكام خدا به طور پياپى به مردم مىباشد ومنظور از قضاى الهى أمور حتمي است . در مثل گفته مىشود اين قضاى الهى است ، يعنى حكم قطعي . بنا بر اين از كلمهء قضا معناى مصدري منظور نيست ، بلكه معناى قضاى الهى نوشتهء لوح محفوظ به قلم الهى است در بارهء آنچه بوده وخواهد بود ، وآن امرى است كه از تقدير خداوند گذشته است . چنان كه رسول خدا فرموده است : قلم از آنچه كه بايد بنويسد فراغت يافته وخشك شده است .

--> ( 44 ) سورهء نحل ( 16 ) : آيهء ( 50 ) : آنها از پروردگارشان مىترسند وبه آنچه فرمان داده مىشوند عمل مىكنند .