ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

320

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

ندارد . شگفت از انسان است كه گاهى خط زيبايى يا شكلى را بر روى ديوارى مىبيند واز زيبايى آن ومهارت ترسيم كنندهء آن تعجب مىكند . ولى همين انسان اين صنع عجيب وابداع خداوندى را مىبيند ، عظمت وقدرت صانع ، أو را به خود نمىآورد وجلال وعظمت آفريننده وحكمتش وى را حيران نمىكند . بحث چهارم - برهان عقلي وشرعي در اين مورد مطابقت دارند كه أفلاك عالم 9 تاست وبعضي بر بالاى بعضي ديگر قرار گرفته است . از اين 9 تا هفت آسمان به حساب مىآيد ، يك كرسي ويك عرش كه به عبارتى ناموس الهى ناميده مىشود . بيشتر اين آسمانها داراى ستاره‌اند . ستارگان عبارت از جرمهاى منوّر ومدوّرى هستند كه در جرم أفلاك ثابت ومستقر شده‌اند . فلك اوّل كه نزديك به ماست جز ماه ستاره‌اى ندارد ، در فلك دوّم تنها عطارد موجود است وستارهء فلك سوم زهره است ودر فلك چهارم فقط خورشيد وجود دارد ودر فلك پنجم جز مريخ ستاره‌اى نيست وستارهء فلك ششم مشترى است . فلك هفتم جز زحل ستارهء ديگرى ندارد . ستارگان نامبرده را كواكب هفتگانه سيّار مىنامند . ديگر ستارگان را فلك هشتم در بردارد ، فلك نهم خالى از ستاره است هر چند براي ما قابل درك نيست . استدلال عقلي حكايت از اين دارد كه أفلاك وآنچه از ستارگان در آن قرار دارند متحرك‌اند وحركتشان دورانى است . وسخن امام ( ع ) كه فرمود : في فلك دائر وسقف سائر ورقيم مائر ، مطابق همين استدلال عقلي است . با روشن شدن حقيقت فوق بايد بدانيم كه خداوند سبحان تمام موجودات را به بهترين وكاملترين صورت وجود آفريده است ، بنا بر اين همهء موجودات أفلاك ، اندازه وتعداد آنها ، حركات گوناگونشان ، چگونگى آسمانها وزمين وآنچه كه در زمين از أنواع حيوان ونبات ومعدن وغير اينها وجود دارند به گونه‌اى هستند كه نظام كلّى جهان را سامان مىبخشند واگر بر خلاف آنچه كه اكنون ديده مىشوند بودند ، شرّ وناقص مىبودند . پس خداوند أفلاك ، ستارگان و