ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

312

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

زمين پديد آمد ودودى كه از آن آسمانها وجود يافتند ، اشاره به كمالات آسمان وزمين وصوري است كه از ناحية كمال علت آنها صادر شده است چنان كه صدور بخار وكف از آب است . همهء اين عبارات به صورت مجاز واستعاره به كار رفته‌اند . زيبايى يا عدم زيبايى بسته به مناسبت يا عدم مناسبتى است كه لحاظ شده است . وجه دوّم - حكما گفته‌اند كه احتمال دارد مراد از باد اوّل عقل اوّل باشد ، زيرا عقل اوّل حامل فيض الهى به موجودات بعد از خود مىباشد وبه صور موجودات احاطه دارد واين نظر را قول امام ( ع ) كه فرمود : الهواء من تحتها فتيق والهواء من فوقها دفيق ، تأييد مىكند زيرا هوا اشاره به قابلهاى بعد از عقل اوّل وماء اشاره به فيض صادر از مبدأ اوّل سبحانه تعالى دارد چون لازمه دفيق سرعت حركت آب وجريان بدون توقف آن مىباشد ، تعبير به فيض مداوم شده است واحتمال دارد كه باد دوّم كناية از عقل دوّم باشد زيرا عقل دوّم واسطهء افاضهء أنوار خداوند سبحانه به عقول بعد از خود مىباشد كه به واسطهء عقل دوّم آسمانهاى هفتگانه شكل يافته‌اند . اين كه امام ( ع ) دو باد را به عصف وقصف توصيف كرده است اشاره به قدرتى است كه اين دو باد كه مبدأ وجودند ، دارند . وبيان امام ( ع ) بر اين كه خداوند باد دوّم را امر كرده است كه آب انباشته را بشدت بهم بزند وايجاد موج كند اشاره به اين است كه عقل دوّم عقول بعد از خود را به حركت آورده تا اين كه أفلاك به امر خداوند به كمالات خود برسند . بقيّهء تأويلات وجه دوّم مانند تأويلات وجه اوّل است . ( 1394 - 1353 ) فرموده است : جعل سفلاهنّ . . . تا ورقيم مائر در بارهء اين فراز از سخن امام ( ع ) بحثهايى است به شرح زير : بحث اوّل - اين جملهء امام ( ع ) به منزلهء شرح وتفسيري براي كلمهء فسوّى مىباشد زيرا سوّى يا تسويه عبارت از تعادل وضع وهيأتى است كه آسمانها