ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
299
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
حركت در آورده وبه جاهاى معيّنى روانه كند . از اين عبارت كه فرمود : عقّد مهبّها ، يعنى از آن آب به مقدار مخصوصى به هر جا كه اراده فرمود فرستاد ، آشكار مىشود كه مراد مطلق فرستادن آب نيست . گروهى كلام امام ( ع ) را « اعتقم مهبّها » قرائت كردهاند ، در اين صورت معناى سخن ، يا اين خواهد بود كه خداوند مسير آب را بىمانع قرار داد ويا اين است كه آب را چنان جارى ساخت ، كه مجرا ومسير حركت ومقصد آن بر كسى معلوم نيست . وحركت باد را مداوم وملازم با حركت دادن آب قرار داد وجريان آب را تند كرد وسرچشمهء آن را دور قرار داد . وسپس باد را براي به موج در آوردن آب گماشت تا آن را موّاج كند وبشدّت به هم بزند تا بر روى آب كف برآيد وسپس خداوند متعال آن كف روى آب را در فضا بالا برد واز آن آسمانهاى بلند را آفريد . بحث دوّم - مشابه كلام امام ( ع ) در قرآن كريم آمده است ، خداوند در قرآن كريم اشاره فرموده است ، كه آسمانها از دود آفريده شدهاند مانند اين آية : ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ « 6 » ، مقصود از دخان چنان كه در أقوال فراوانى آمده است ، بخار آب است واز جمله آن أقوال ، قولهاى زير است : الف - از حضرت باقر محمّد بن علي ( ع ) روايت شده است كه فرمود هنگامى كه خداوند سبحان اراده كرد آسمان را بيافريند ، به باد امر فرمود تا دريا را به تلاطم آورد به گونهاى كه كف بر روى آب ظاهر شد واز ميان موج دريا وكف دودى بدون آتش به هوا بلند شد ، وسپس خداوند از آن آسمان را آفريد . ب - آنچه كه در سفر أول تورات آمده اين است كه مبدأ آفرينش ، جوهري بود كه خداوند آن را آفريد وبه آن از روى هيبت نگاه كرد ، پس اجزاى آن ذوب شد وبه صورت آب در آمد واز آن بخارى مثل دود برخاست واز آن دود آسمانها
--> ( 6 ) سورهء فصّلت ( 41 ) : آيهء ( 11 ) : سپس ارادهء آفرينش آسمان فرمود در حالي كه به صورت دود بود .