ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
298
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
كمال خداوند است ، به گونهاى كه اين جامعيّت براي غير اين 99 اسم نيست ، پس از حديث رسول أكرم براي نفى أسماء ديگر خدا نيست . با روشن شدن اين موضوع رواست كه گفته شود عارف از اسمهاى خداوند است . اگر گفته شود كه : اسم أعظم خدا داخل در اين 99 اسم نيست ، زيرا كه اين أسامي متداول بين همهء مردم بوده ، ولى اسم أعظم مخصوص أنبيا واولياست وهر گاه چنين باشد چگونه صحيح است كه اين اسما اشرف اسماى الهى باشد . در پاسخ مىگوييم : احتمال دارد كه اسم أعظم از اين 99 اسم خارج باشد ، وشرافت اسم أعظم به نسبت بقيّهء أسماء منظور شده باشد . واحتمال دارد كه داخل در اين 99 اسم باشد ولى ما دقيقا آن را نمىشناسيم وكساني كه به يقين آن را مىشناسند أوليا وأنبيا هستند . ( 1301 - 1251 ) فرموده است : ثم انشاء سبحانه . . . تا سبع سماوات پس از آن كه امام ( ع ) در فصل گذشته در نسبت دادن آفرينش جهان به قدرت خداوند متعال به طور اجمال اشاره فرمود ، اينك شروع به تفصيل خلق وچگونگى ايجاد آن ، واشاره به آغاز وحسن جريان أمور كرده است به ترتيب زير : بحث اوّل - آنچه از خلاصهء اين فصل فهميده مىشود اين است كه خداوند مكانها وجايگاههايى را براي جريان آب مقدّر فرموده وسپس باد نيرومندى را براي ضبط وحفظ وحمل آن آفريد . از اين بيان امام كه : الهواء من تحتها فتيق والماء من فوقها دفيق فهميده مىشود كه مكانها وجايگاههايى در زير آن آب وجود دارد ، وباد را فرمان داده است آب را حفظ وضبط كند تا به آن مكانها برسد . بعضي از عبارت امام چنين فهميدهاند كه مكانهاى خالى در زير باد وآب بر روى آن قرار دارد وباز در زير باد فضاى گستردهء ديگرى است كه به قدرت خداوند معلّق ومحفوظ است وچنان كه در كلام امام ( ع ) آمده بود ، بجز بادي كه آب را در فضا ضبط وحفظ مىكند ، خداوند باد ديگرى را آفريد تا آن آب را به