ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

236

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

در ميان مردم به آب زلال شباهت پيدا مىكند كه به دليل گوارايى ولذّت ، آسان نوشيده مىشود . بنا بر اين نسبت دادن لفظ سوغ به مثل نيكو وزيباست » . هفتم - سخن سيّد رضى كه در توصيف كلام امام ( ع ) گفته است : وخلع من قلبه انّه كلام مثله . . . تا لم يعترضه الشك . ضمير مثله به امام ( ع ) بر مىگردد ومن در ممّن عظم قدره ، براي بيان جنس است . معناى سخن اين است ، كسى كه در كلام مىانديشد هر گاه فرض كنيم ، أو را ويا سخن شخصي مانند أو را نمىشناسد ، چنانچه به عظمت مقام ونفوذ كلام وفرو رفتن در گردابهاى جنگ وتدبير أمور مردم ونظام بخشيدن أحوال آنها وادارهء مملكت آن حضرت توجه كند ، تصوّر خواهد كرد كه اين گفتار ورفتار نمىتواند از شخصي باشد . كه داراى چنان مقامي از زهد وتقوا بوده است ، با توجّه به اين حالات ، شك نخواهد كرد كه اين ، كلام شخص مخلصي است كه قلبا از غير خداى تعالى اعراض كرده وبه صدق نيّتش به غير خدا سرگرم نشده است . بيشتر شك براي ذهنهاى ضعيف در جهت خلاف پديد مىآيد . به اين معنى كه اين سخن ، سخن امام ( ع ) نيست وآن را سخن كسى مىداند كه در أمور دنيا وأحوال آن غرق شده است . وچنين شناختى براي أو منشأ بروز شك مىشود كه اين سخن نمىتواند سخن مردى باشد كه شهرهء زهد وتقوا است وبه كنج خانه عزلت گزيده ويا به غارى در دامن كوه پناه برده است واز مردم فاصله گرفته است . چون اين حالت شيوهء زهّاد تارك دنياست . ضمير در يسمع وجسّه به لفظ من در عبارت بر مىگردد . يعنى شخص زاهد گوشه‌گير ، جز صداى خود نمىشنود وغير از نفس خود احساس نمىكند . هشتم - توصيف امام ( ع ) در سخن سيّد رضى كه گفته است : ينغمس في الحرب مصلتا ، : « در جنگ فرو مىرفت با شمشير آخته . » كلمهء مصلت در نسبت دادن انغماس به حرب استعارهء زيبايى است . زيرا استعمال انغماس در ورود به آب وأمثال آن حقيقت است . وچون در جنگ افراد به هم در مىآميزند