ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

235

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

يعنى خصوصيّات كلام نبوّت در كلام علي ( ع ) هست . چنان كه گويا جزئي از آن مىباشد . ولى چون كلام الهى با كلام مردم كمترين مناسبت را دارد . كلام امام ( ع ) نسبت به كلام الهى در بعضي جهات مناسب است . يا براي اين كه كلام امام ( ع ) شامل بعضي حكمتهاست يا فصاحت متناسب با كلام الهى را در بر دارد ولى در أسلوب مشابه كلام الهى نيست بنا بر اين مسحه‌اى از شيء دلالت بر مناسبت بر بعضي جهات مىكند وآن تنها تناسب ظاهري با كلام الهى است . به اين ترتيب استعارهء لفظ مسحه براي مشابهت ظاهري با كلام الهى مناسبتر است . پنجم - سيّد رضى سخن امام ( ع ) را به دريايى كه قابل اندازه‌گيرى نيست ، توصيف كرده است . لفظ بحر را براي سخن امام ( ع ) استعاره آورده وبا لفظ لا يساجل ( به اندازه در نمىآيد ) به وجه شبه اشاره كرده است . زيرا مساجله ( محاسبه ، اندازه گيرى ) مبالغه در آب دادن ونفوذ است . وسخن امام ( ع ) بيشترين نفوذ را در كلام سخنوران دارد . بنا بر اين ظرف ذهن از فيض كلام آن حضرت پر شده وقهرا به دريايى شباهت يافته است كه هيچ درياى ديگرى در سيراب كردن ونفوذ ، يعنى در فصاحت وحكمت به پاى آن نمىرسد . همچنين كلمهء لا يحافل استعاره است براي محافلت يعنى همنشينى كه صفتي است از أوصاف انسان . كلام امام ( ع ) را به مردى كه خوش مجلس است وجماعت فراوانى را بر أطراف خود جمع مىكند تشبيه كرده است وهيچ كلامي اين جامعيّت وجاذبيّت را ندارد . ششم - سيّد رضى در بارهء سخن امام ( ع ) فرموده است : « سخن امام ( ع ) براي تمثّل جستن گواراست . اين عبارت مجاز در اسناد است ، زيرا سوغ ( گوارا بودن ) در حقيقت براي آشاميدن به كار مىرود . بنا بر اين نسبت دادن آن به تمثيل مجاز است . وجه علاقة ومناسبت اين است كه هر گاه مثلي در بين مردم زياد به كار رود وبه دليل زيادى استعمال در بين مردم موجب لذّت شود در گوارايى وعموميّت