ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

234

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

« سيّد رضى كلام الهى را به مسحه وكلام نبوي را به عبقه تعبير كرده است . به اين دليل كه سخن امام ( ع ) به كلام رسول ( ص ) شباهت بيشترى دارد وبه منزلهء جزئي از كلام نبي ( ص ) است . زيرا پيامبر ( ص ) وامام ( ع ) شاخهء يك درخت وفرع يك ريشه‌اند ومىدانيم كه معناى عبوق الشيء بالشئ لازم وملزوم هم ومتّصل بودن به يكديگر است وبه لحاظ شدّت اتّصال هر يك جزء ديگرى به حساب مىآيد به همين دليل سيّد رضى در بارهء كلام امام ( ع ) گفته است : بويى از كلام نبوي است ، چون ، معناى مسحه اثرى از جلال وزيبايى است وصرف اثر شيء در شيء موجب لزوم آن شيء وشدّت مشابهت آن نمىشود وكلام بارى تعالى به كلام خلق تشبيه نمىشود ، ناگزير از كلام خدا به مسحه تعبير كرده است نه عبقه » . سخن أبو الحسن كيدرى در فرق گذارى ميان اين دو تشبيه ، گر چه به اختصار بيان شده مع ذلك نارساست . وممكن است به گونهء ديگرى آن را بيان كرد . مىتوان گفت كه عبقه با مورد تشبيه مشابهت ظاهري وباطني دارد ولى مسحه با مورد تشبيه فقط مشابهت ظاهري دارد به دليل سرودهء شاعر كه گفته است : الا وجه مى مسحة من ملاحة * وتحت الثياب الشين لو كان باديا در اين بيت مسحة صرفا بر نمكين بودن ظاهري دلالت دارد . وبه تعبير ديگر اثر ثروت وجمال وملك در نزد بعضي براي دلالت بر تشبيه كافى است ودر نزد بعضي براي دلالت بر تشبيه كافى نيست . پس از روشن شدن مطلب فوق مىگوييم چون سخن امام ( ع ) در أسلوب ظاهر ودر حكمت باطن مناسبت شديد با كلام پيامبر ( ص ) داشته است ، به منزلهء جزء آن به حساب آمده است . بنا بر اين استعاره آوردن لفظ عبقه براي سخن نبوي ( ص ) سزاوارتر است . زيرا بر شدّت تخيّل وجه مشابهت دلالت مىكند ،