ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

12

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

حكمت ارزنده وقوانين صحيح سياست وپندهاى روشن ودلنشين وبرهانهاى ما فوق تصوّر وبهترين آثار يك پيشواى حق است . هيچ يك از حكماى بزرگ وفلاسفهء عالي مقام ونوابغ دهر ، نظير آن را نياورده‌اند « 45 » . » هبة الدّين شهرستانى مىگويد : « تعجّب وشگفتى أدبا تنها به ملاحظهء نظم وهماهنگى وانسجام ألفاظ نهج البلاغة نيست ، دهشت وتحيّر دانشمندان فقط از برترى وتفوّق معاني آن كه به سر حدّ اعجاز رسيده است نمىباشد ، بلكه علّت اصلى تحيّر وتعجّبشان به علّت تنوّع وگوناگون بودن أهداف ومقاصد اين خطبه‌ها وسخنهاست : از قبيل پند واندرز وامر به زهد ونهى از بديها وگناهان ، دستورهاى جنگى ، تشويق مردم به جهاد ، تعليم فنون مختلف علم وبحثهاى عالي در مورد هيئت آسمانها ، أوضاع أفلاك ، أبواب نجوم واسرار جهان آفرينش واثبات وجود خدا وبيانات متفاوت وپر تفنّن در معارف الهى وبحثهاى همه جانبه در توحيد وخداشناسى ، توصيف مبدأ ومعاد وبحثهاى دامنه‌دار در أمور كشور دارى وسياست وادارهء شهرها وزندگى مردم وبالا بردن سطح دانش مردم وآشنا ساختن آنها با فضايل اخلاقى وانساني وديني وقوانينى اجتماعي وآداب معاشرت ومكارم اخلاق ، توصيف شاعرانهء پديده‌هاى زندگى ومانند اينها از أهداف ومقاصد گوناگونى است كه به عاليترين مظاهر خود در نهج البلاغة آمده است « 46 » . » بىنظير بودن كلام امام وشخصيّت بىهمتاى أو دانشمندان را به چنان خضوعى واداشته است كه كارلايل ، فيلسوف بزرگ انگليسى ، با صداى بلند مىگويد : « امّا على ، ما را نمىرسد ، جز آن كه أو را دوست بداريم وبه أو عشق بورزيم ، چه أو جوانمردى بس عاليقدر وبزرگ نفس بود . از سرچشمهء وجدانش خير ونيكى مىجوشيد ، از دلش شعله‌هاى شور وحماسه زبانه مىزد ، شجاعتر از شير ژيان بود ولى شجاعتى ممزوج با لطف ورحمت و

--> ( 45 ) همان مأخذ ، ص 61 . ( 46 ) همان مأخذ ص 64 - 63 .